Menu
نویسنده مطلب : محمد زارعی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


سلام
با تشکر از طرح مباحث جمع و جور و همچنین قابل استفاده که از جمله بهترین مباحث آن هم مباحث مربوط به تفکیک بین مفاهیم تقریبا مشابه استعداد و مهارت است. یا اینکه منظور از استعداد را نمیتوان صرفا رشته تحصیلی، شغل آینده، رشته ورزشی و … دانست و گرچه اینها با همدیگر ارتباط دارند ولی عین هم نیستند. لذا باید بحث استعداد یابی را ورای آنچه معمولا مردم و والدین دانش آموزان دنبال میکنند دانست و نیز اینکه میتوان و بهتر است که بحث استعداد یابی را بصورت فرآیندی و مدت دار و در زندگی درنظر بگیریم نه صرفا با آزمون های کوتاه مدت و اینکه کشف استعداد صرفا برای شغل یا رشته تحصیلی نیست بلکه برای تفریح دارای لذت بیشتر هم میتواند مفید باشد.
اما جمع بندی بنده از حوزه استعداهای خودم که توانستم تشخیص بدهم اینگونه است:
– استقراء: اگر استقراء را دیدن شباهت های بین فعالیت های گوناگون متفاوت بدانیم که بتوانیم از الگو هایی که در زمینه های غیر همسان استفاده شده در رفع نیاز خودمان استفاده کنیم، به نظرم می آید که من استعداد دارم چون بسیار شده که مثلا برای تدریس یک موضوع در کلاس درس، از الگوهای تدریسی که سایر اساتید برای سایر دروس استفاده کرده اند در دروسی که به لحاظ موضوع کاملا متفاوت هستند استفاده کرده ام و توانسته ام کاملا برای آن درس، آن روش  تدریس را بومی کنم درحالی که حتی مبانی و چیستی آکادمیکی آن روش تدریس را نمیدانستم و پیش زمینه ذهنی خاصی هم نداشتم. بعلاوه اینکه من در استفاده از توجیهاتی که در زمینه های علمی مشابه به کار میرود، در رشته مطالعاتی خودم بسیار استفاده کرده ام. اما تا به حالا، بنده این ویژگی را ضعف میدانستم که چرا من خودم نمیتوانم ایده بدهم و باید ایده های دیگران را استفاده کنم اما الآن فهمیدم که این خودش از نقط قوت من است.
– آیدیا فوریا: اگر این استعداد را داشتن ایده های جدید برای همه چیز و همه کس بدانیم بنده این استعداد را زیاد دارا نیستم چون از زمانی که یادم می آید اینطور بوده است که هیچ وقت تمایل نداشتم و هیچوقت هم نتوانستم در مورد چیزی که قبلا اشراف کامل نداشته باشم و شبیه آنرا دقیقا در همین مورد ندیده باشم نمیتوانم در مورد آن زیاد فکر کنم و جنبه هایی را از آن بیان کنم و همیشه اینطور بوده است که میتوانستم ایده های پرداخته شده را در جاهای گوناگون بکار بگیرم. لذا بیشتر سعی میکنم از کسانی که اسن ویژگی را دارند کمک بگیرم و در جهت عملیاتی کردن ایده های آنان تلاش کنم.
– بنده استعداد تجسم فضایی خوبی هم ندارم چون اگر چمدانی را به بنده بدهند که به صورتی پر کنم که شیء را  در خود جا دهم، نمیتوانم و اصلا هم خوشم نمی آید، لذا معمولا برای اینکار به کمک نیازدارم. یا مثلا همیشه اگر چیزی را خراب میکردم یا از هم جدا میکردم دیگر نمیتوانستم آنرا سرهم کنم و از اول بسازم. یا به عنوان مثال هیچگاه نمیتوانستم که پازلی را درست کنم و حقیقتا ازاینکار نفرت داشته ام. یا هیچگاه نتوانسته ام آزمون های تطبیق اشکال بازشده سه بعدی بر شکل سه بعدی آنرا به درستی انجام بدهم.
– به نظرم می آید که استعداد استدلال تحلیلی خوبی دارم چون بسیار پیش آمده که برای انجام کارهایی که باید انجام میشده و امکان جمع آوری اطلاعات بیشتر هم نداشته ام ، توانستم با تجزیه فعالیت ها و با استفاده از اطلاعات موجود و کنارهم قراردادن این اطلاعات و دسته بندی آنها به ترتیب مشکلات را حل کنم تا به حل کل مسأله دست پیدا کنم.
– در سیلوگرام هم استعداد خیلی زیادی نداشته ام چون بسیار از کودکی تلاش کرده ام که لغات زبان های گوناگون را حفظ کنم و بسیاری هم در آزمون های مدرسه در حفظ معانی لغات و … و برای استفاده در آزمون های شفاهی زبان مشکل داشته ام چون نتوانسته ام تا به حال بدون مشکل و با صرف انرژی کم به این هدف دست پیدا کنم و گرچه تا به حال با صرف انرژی زیاد سعی میکردم این کمبود استعداد را جبران کنم. اما در تشخیص کلمات همیشه موفقیت داشته ام و اصلا انرژی زیادی از من نمیگیرد و به سادگی و صرف هزینه تلاش و وقت کمی در مقایسه با بقیه میتوانم معنا را به یاد بیاورم. ولی در کل احساس میکنم خیلی استعداد ندارم.
– احساس میکنم که استعداد حافظه برای طراحی در بنده بسیار ضعیف است چون من با به حال نشده که بتوانم یک فضایی را ببینم و حتی با کمی از جزئیات هم بتوانم آنرا توضیح بدهم یا اینکه کسی به من آدرسی بدهد و بتوام آنرا در ذهنم نگه دارم و این مشکل را همیشه داشته ام. همچنین بسیار تا همین الآن با اینکه درکارم نیاز به طراحی لوگو دارم ولی هیچوقت نمیتوانم خودم انجام بدهم و همیشه از کسی درخواست میکنم که اینکار را برای من انجام بدهد. یا اگر کسی از من بخواهد که کوچه های اطراف کوچه خودمان را بکشم به هیچ وجه نمیتوانم، حتی جزئیات کوچه خودمان را هم نمیدانم و نمیتوانم ترسیم کنم.
– اتعداد تشخیص و تفکیک رنگها را در خودم متوسط میدانم. از دیدن رنگهای جدید و متفاوت در لباس ها، طبیعت و … لذت میبرم و نظر منرا به خودش جذب میکند یا اینکه در انتخاب های خودم از طیف های گسترده ای از رنگ ها استفاده میکنم. ولی در آزمون های مربوط به این استعداد معمولا نمرات پایینی را کسب میکنم و در کل استعداد خودم را متوسط میدانم.
– در استعداد کار با انگشتان هم احساس میکنم بسیار ضعیف هستم. کلا از کار با ابزار خوشم نمی آمده و می آید و نیز هیچگاه نتوانسته ام خوب یک پیش را باز کنم و چندین بار از پیچ خارج میشود و دوباره باید شروع کنم. در کاردستی و اوریگامی و … هم که اصلا هیچی، کلا نتوانسته ام انجام بدهم. لذا معمولا از این کارها دوری میکنم و اگرهم ضروری بشود ترجیح میدهم که برای انجام آن کمک بگیرم.
– در استعداد یابی دیدن افق های دور هم احساس میکنم که استعداد قابل قبولی را دارم. همیشه به این کار میپردازم که افق ها و اهداف دور و غیر قابل دیدن شفاف را با انگیزه و شفافیت مقبول میتوانم آنرا ببینم و برای آن تلاش کنم بصورتی که خیلی از لذت های نزدیک را بخاطر این اهداف بلند ، حاضرم رها کنم.
– در استعداد موسیقی هم به تفکیک میتوانم بگویم:
– حافظه تن صدا: من تقریبا بعد از یکی دوبار شنیدن یک موسیقی میتوانم ملودی آنرا حفظ کنم و حتی آنرا شبیه سازی کنم و حس میکنم که استعداد نسبتا مقبولی دارم.
– توان تفکیک فرکانس : به خوبی نمیتوانم خارج شدن صدا را احساس و تشخیص بدهم و خسته بودن یا نبودن یک صدا را احساس کنم. لذا به نظرم استعداد زیادی ندارم.
– حافظه ریتم: اگر یک آهنگ را بشنوم نمیتوانم مثلا آنرا در همان مدت زمان مشابه با خواننده اصلی تکرار کنم. لذا احساس میکنم که استعداد زیادی ندارم
ممنون از توجه شما

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟