Menu
نویسنده مطلب : سامان عزیزی

مطلب مورد بحث:

درباره تناسب شاخه و ریشه


استعاره شاخه و ریشه استعاره بسیار مناسبی برای دو مفهوم درون و بیرونه.

تمرکز بیش از حد ما به بیرون از خودمون از ما انسانی بی ریشه و میان تهی میسازه و توجه بیش از حد ما به درونمون از ما بوته ای بی بر و بی سایه میسازه.

اگر به مکاتب مختلف نگاهی بندازیم میبینیم که کم نیستند مکاتبی که در یکی از دو سر این طیف مونده باشن و حاصل اونها ثمره مناسبی برای انسان ها نبوده.

میگن بودا اگر سر بر زمین دارد و ریشه درخاک،زوربا سر بر آسمان دارد و درجستجوی بلندی ها.

چندسال پیش جمله جالبی رو خوندم (که نمیدونم نویسنده یا گویندهش کی بود) که محک خوبی رو برای فهمیدن اینکه ما (یا من) در چه وضعیتی از این استعاره قرار داریم رو به ما میده:

حکمت وزیدن باد،رقصاندن شاخه ها نیست بلکه امتحان ریشه هاست