Menu
نویسنده مطلب : ساجده ممتازیان

مطلب مورد بحث:

تجربه شادی و گاوداری زندگی


یکی از دوستان من توانایی خیلی خوبی داره تا از تجربه های شادی آفرین به شادی بیشتر برسه مثلا زمانی که قراره یه مهمونی ترتیب بده، تهیه ی تدارکات پذیرایی و آشپزی کردن(فرایندی که احتمالا برای بعضی از افراد استرس زا ست) رو اونقدر با شور و اشتیاق و نشاط زیاد انجام میده که وقتی به رفتارش توجه می کنی به خودت می گی :

کاش این لحظه تموم نمی شد

در واقع برای دوست من فرایند منتهی به شادی ظاهرا  لذت بخش تر از تجربه ی یه اتفاق خاص
شادی آفرین میتونه باشه :کسی که مسیر رو بیشتر از مقصد دوست داره و مشتاقانه از چالش های
مسیر استقبال می کنه

 

عواملی که فرایند تولید شادمانی رو ناکارآمد می کنند:

۱- بی توجهی به حضور در لحظه ی حال و فکر کردن دائمی به گذشته یا آینده

۲- بها دادن به باور های بعضا اشتباه مثل این باور :  ” حالا وقتش نیست”

در چنین شرایطی گاهی  ممکنه تصور کنیم که با به تعویق انداختن کارها اونا رو بهتر و

دقیق تر انجام میدیم در صورتی که فقط داریم زمان رو از دست میدیم.

یا این باور که غم اهمیت بیشتری از شادی داره ( بعضی افراد به نظر میرسه تصور می کنن غصه
خوردن یه تکلیف یا یه فضیلت به حساب میاد طوری که اگه چنین تکلیفی رو انجام ندن انگار قراره
مجازات بشند )خیلی مواقع همین باور باعث میشه فرصت های تجربه ی شادی رو از دست بدن یا
حتی چنین فرصت هایی رو نبینند

 

۳- بیش از اندازه وظیفه شناسانه عمل کردن و اجتناب از خودانگیخته بودن هم باعث میشه

ظرفیت تولید شادمانی بی استفاده باقی بمونه