Menu
نویسنده مطلب : باقرخان احمدی

مطلب مورد بحث:

شرطی سازی کلاسیک - هنوز هم باید آن را جدی بگیریم‌


سلام

تجربیات بسیاری  از شرطی سازی آگاهانه دارم که مطمئنا مشارطه های آگاهانه میتونه مفیدتر واقع بشه که با گذاشتن شرطهایی کوچک که میدونیم در حد توانمون هست و به راحتی قابل انجام هست و البته پس از اتمام مشارطه مقداری به ذهنیتها و تفکراتی که در حین مشارطه داشتیم توجه کنیم میتونه احساس خوب و انگیزه بخشی داشته باشه.

الان که این نظر رو مینویسم مبحث خودشناسی متمم رو نخوندم ولی با مطالعات دیگری که درباره ی سایه های ذهن داشته بودم توی برقراری ارتباطات یا لحن و حجم صدا هنگام گفتگو در موقعیت و با افراد یا مکان های مختلف میتونید متوجه تغییرات این حالات و واکنش های خودتون بشین که چقدر میتونه ذهنیت ها و فیلترهای ذهنی (شرط های آگاهانه یا نا آگاهانه پذیرفته شده)چقدر توی ارتباطات ،رفتارها وبازخورد رفتارها میتونه تاثیر گذار باشه.

و راه حلی هم که میتونه برای درک و شناخت اینها بکار برد نوشتن میتونه موثر باشه البته برای من نوشتن موثر بوده .

مثلا یه سری افراد هستن که توی جامعه ارزشگذاریه خاصی نسبت به اونها وجود داره مثلا میگن فلانی سرهنگه یا شهردار فلان شهر یا استانداره یا پیمانکاره یا خیلی ثروتمنده باید متوجه ویژگی هایی که برای این نسبت ها توی ذهنمون داریم که برای ما چه حالات و رفتارهای به همراه داره آیا میتونیم  اونها رو بزرگ و قدرتمند ببینیم و آیا در کنار اونها یا مقابل اونها احساس ضعف میکنیم باتوجه به ذهنیتی(شرطها) که از اوها داریم میتونیم توی صحبت کردن تپق بزنیم یا خشمگین برخورد کنیم.

پس میشه گفت مبحث شرطی سازی رو میشه شیوه ای برای اموزش پذیری بهتر یا آزمایش آموخته ها و یه جورایی به عنوان جزیی از اقدامات و تفکراتمون داشته باشیم،که نسبت به ابن موضوع چه شرطهایی از پیش داریم وچه شرطهایی میتونم بزاریم که نتیجه ای رضایت بخش تر داشته باشیم.