Menu
نویسنده مطلب : ناهید عبدی

مطلب مورد بحث:

موانع تفکر استراتژیک و نگاه استراتژیک به کار و زندگی


شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث میشه بیشتر با چالش همسو نبودن برخورد کنیم (یکی از چالش‌های ده‌گانه در لیست ذکرشده)، ترس از کمبود منابع باشه.
ما مدام دغدغۀ از دست دادن زمان، پول، فرصت و موقعیت‌های کوتاه‌مدتی رو داریم که در جامعه یا در کارمون باهاش مواجه هستیم.
 
وقتی ما منابع کافی برای مقابله با وضعیتی مشخص رو نداریم و احساس کمبود هم با افکار ما عجین میشه، ناخودآگاه تلاش مضاعفی برای اضافه کردن فهرست کارها و فعالیت‌های در دست اقدام انجام میدیم.
 
غافل از اینکه این فعالیت‌ها اگر همسو نباشن و باعث نشن صرف کردن منابع در مواقعی با هم همپوشانی داشته باشه، باعث تشدید کمبود منابع در آینده خواهد شد.
 
یعنی خیلی وقت‌ها ریشۀ این مشکل به راه‌حل مشکل تبدیل میشه و قطعاً مشکل در زنجیره‌ای از تکرار می‌افته.
 
پس یکی از برنامه‌های مدیریتی که میتونیم در اولویت اقداماتون قرار بدیم میتونه این باشه که نگاهی موشکافانه‌تر و انتقادی‌تر به فعالیت‌های در دست اقدام‌مون داشته باشیم.
 
ببینیم این فعالیت‌ها تا چه حد باهم همسو هستن؟
تا چه حد باعث میشن منابع در دسترس، درست‌تر و اصولی‌تر مصرف بشن؟
تا چه حد باهم همپوشانی دارن و کیفیت همدیگر رو تقویت میکنن؟
 
بعد میتونیم فعالیت‌های غیر مرتبط رو حذف کنیم و به سمت انجام کارهای کمتر اما تخصصی‌تر و متمرکزتر حرکت کنیم.
 
چنین کارهایی در بلندمدت مسلماً اگر نتایج چندان بزرگی هم ایجاد کنن اما باعث تجربه کردن رضایت بیشتری خواهند شد.