Menu
نویسنده مطلب : سروش سلیم پور

مطلب مورد بحث:

ما خیلی زود به رویدادهای خوب عادت می‌کنیم


مرحله معنایابی برای اتفاقات زندگی، احتمالا مرحله ایه که نقش بالغ درون رو پررنگ میکنه. تحلیل کردن منطقی رویدادها، مطرح کردن سوالات درست و مناسب با رویداد مشخص، پیدا کردن جواب برای انبوه سوالاتی که به ذهن هجوم می آورند و … مربوط به بخشی از فعالیت ذهن هستن که تجزیه و تحلیل اون به یه بالغ قوی نیاز داره!

من نزدیک به دو ساله که با یوگا و مدیتیشن انس گرفتم و هرچند روند منظمی برای انجام تمرینات از اون موقع تا الآن نداشتم، مطالعه این درس باعث شد به درک جدیدی از این موضوع برسم. استاد همیشه میگفت: “پسر، راز شاد زیستن تو به هیچ مدل مفهومی و عقیده ای ارتباطی نداره. تو باید مدیتیشن کنی, تمرینات کریا رو انجام بدی و به یه حالتی از _بودن_ برسی!”

توی این دو سال بیشترین مدتی که تونستم بصورت منظم تمرینات یوگا رو انجام بدم، حدود ۱۰۰ روز بود؛ بی وقفه و اصولی! بعدش وارد خدمت ارتش شدم و در طول سربازیم نتونستم درست و حسابی به این مساله بپردازم.

الآن دوباره تمرینات رو شروع کردم و نکته ای که میخوام بگم اینه:

یوگا و مدیتیشن اگه بصورت اصولی و صحیح انجام بشه، باعث فروکش کردن صداهای مزاحم توی سر که عموما صدای والد نکوهش گر ماست میشه. احساسات به تعادل درمیان و یه حس عجیبی از آرامش بدن و ذهن رو فرا میگیره. همین چند روز پیش بود که از یه نفر شنیدم که میگفت یوگا باعث قوی شدن بالغ میشه.

خب اون حس آرامشی که من داشتم، که حتی توی شرایط بد هم ادامه دار بود و از شدتش کم نمیشد، به این مساله مربوط میشد که ذهن من میتونست سریعا فرآیند معنایابی یا Explanation رو رد کنه و خیلی توش درجا نزنه! این شد که الآن برای انجام تمرینات خیلی مصمم تر شدم…