Menu
نویسنده مطلب : نسرین احمدی

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


سلام

با خوندن این مطلب اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که من از دوران راهنمایی یکی از اهداف بلندمدتم، تبدیل شدن به یک فرد هم سخنران و هم سخنور بود کسی که در هر موقعیتی به طور صریح و تاثیرگذار حرف خودشو بزنه ازنظر اجتماعی قوی باشم و همیشه سرو کارم با مردم باشه ولی موقه ی انتخاب رشته خانواده نظرمو جلب کرد به این نکته که من کمتر بهش توجه داشتم( استقلال مالی) که تضمین کردند با این رشته خیلی راحت استقلال مالی بدست میارم  اما حالا که خودمو در وضعیت فعلی میبینم یک حسابدارم که به جای سروکارداشتن با مردم باید با اعداد و ارقام ارتباط برقرار کنم با اینکه اوایل برام جذاب نبود اما حالا با عشق انجامش میدم اما بازم هر موق بچه های فروشمون را که میبینم به خودم میگم آیا این همان شغلی بود که میخواستم ؟ آیا این شغل باعث شادمانی من میشه یا فقط در اخر روز باید با خستگی فکری برگردم خونه ؟ ایا باید به فکر تغییر شغل باشم؟ دلیل عضو شدن در گروه متمم هم به این خاطر بود که در کنار متمم بتونم فردی بشم که هم حسابداره و هم سخنران