Menu
نویسنده مطلب : محمود قاسمیان

مطلب مورد بحث:

به چه چیزی کسب و کار می‌گوییم؟ (تفاوت فرصت طلبی و ایجاد ارزش واقعی)


من مثال خوبی از بهبود زندگی دیگران در محل کارم دارم: شرکت ما حدود ۱۱۰ ساله هست و یک سوم فولاد جهان با ماشین آلات این شرکت تولید میشود. باید خدمت شما عرض کنم از این تجهیزات عظیم و پیشرفته ای که شرکت ما برای تولید انواع فلزات تولید میکند شاید به حرات کمتر از ۱۰ درصد وزنی تولید داخلی ما باشند و ۹۰ درصد توسط تامیین کنندگان مختلف تامین و تولید میشود.
در نظر بگیرید که ارتباط طولانی این مجموعه شرکتها (که تعداد آنها بدون اغراق بیش از ۲۰ هزار شرکت هست!) به حدی تنگاتنگ و با درنظر گرفتن منافع مشترک است که با گذشت سالیان متمادی همه آنها کسب و کار رو به رشدی دارند. اصلا هم مهم نیست که یاتاقان یا چرخ دنده چند هزار یورویی میسازند یا فقط کانتینری را رنگ آمیزی میکنند، همه یک مجموعه هستند که هدفی واحد آنها را گرد هم آورده و چه بدون چرخ دنده و چه بدون رنگ، محصول نهایی ناقص است.
حالا خدایی ناکرده یکی از این شرکتها با فرصت طلبی (یا به قول خودمان: زرنگی) محصولی بی کیفیت یا گران به شرکتی دیگر بدهد. این شرکت در کوتاه زمانی از چرخه حذف میشود و سود اقتصادی بلند مدت خود را نیز از دست میدهد.
همین میشود که هر شرکت منفعت شرکت دیگر را نیز در نظر میگیرد که همه با هم پیش بروند و زرنگی، فرصت طلبی یا هر چیز کوتاه مدت دیگر رنگ می بازد به کسب و کاری که سودش شاید سده آینده هم ادامه دارد