Menu
نویسنده مطلب : حسین کاظمی

مطلب مورد بحث:

تعریف سیستمهای پیچیده (۱): درباره تفاوت گربه و ماشین لباسشویی


به نظرم روابط بین انسان ها به طور خاص برای مثال  بین دوستان و زوج ها رو میشه به عنوان نمونه ای از یک سیستم پیچیده در نظر گرفت که در بیش تر موارد ما سعی میکنیم شاید برای اینکه با وجود ابهام راحت نیستیم اونها رو به اجزای کوچیک تری با معلول هایی با علت های مشخص  تبدیل کنیم که برامون قابل درک باشه و حس کنترل بر محیط رو بهمون القا کنه.

برای مثال دوست دارم موضوع رو با ذکر قسمتی از داستان خلق شدگان یک روز دکتر یالوم ادامه بدم که در اون به مارکوس اورلیوس و نظراتش می پردازه و در  قسمتی از داستان اتفاقی که برای یکی از شخصیت ها با همسرش افتاده میتونه یه مثال از تلاش ما برای مکانیکی و تک علتی دیدن اتفاقات باشه

“دیروز همسرم به حدی دچار استرس شده بود که زندگی رو به من زهر کرد،علتش این بود که یکی از کتاب های مورد نیازش رو سرجای اصلیش نذاشته بودم.احساس کردم عصبانیم و نزدیک بود منفجر بشم تا اینکه این عبارت مارکوس اورلیوس رو به یاد آوردم : قضاوت رو کنار بگذار.

همسرم تحت اونهمه فشار و استرس قرار داشت – اون همه مشکلی که در محل کارش با اونها دست به گریبان بود ، پدر در حال مرگش ، بحث و جدل هایی که با بچه ها داشت “

به نظرم این یه مثال ساده از یک سیستم پیچیده میتونه باشه که اتفاقات در اون با قواعد زیادی  با هم درارتباطن.حداقل تو این مثال یک علت تبدیل به سه علت کلی شد.(هر چند من هم بنا بر ذات بشریمون سعی کردم یه مثال ساده شده رو انتخاب کنم…!)