Menu
نویسنده مطلب : سامان جباری

مطلب مورد بحث:

شادی چیست؟ شادمانی و رضایت از زندگی چه تفاوتی دارند؟


هفته ی گذشته هفته ی سختی داشتم ولی تا جایی که ذهنم کار می کنه از شادترین اتفاقات شروع می کنم:

۱-مادربزرگم عمل آنژیوپلاستی داشت و دکتر بعد از عمل به ما گفت که رگش به خوبی باز شده و مشکلی نخواهند داشت. (عشق و احساس تعلق من به مادر بزرگم ارضا شده بود و در واقع به نقطه ی امنی رسیده بود من از این احساس امنیت که هنوز مادربزرگم رو سلامت در کنارم دارم احساس شادی عجیبی داشتم. اینم باید بگم که این اتفاق بعد از یک دوره استرس زیاد برای انسداد عروق ایشون بود که شادی رو چند برابر می کرد).

۲-بعد از یک سال کشمکش مقاله ام در یک مجله ی خوب پذیرفته شد. وقتی تصمیم نهایی ادیتور مجله رو می خوندم احساس شادی داشتم که می گفتم واقعا این همه زحمت می ارزید. لحظه ی خیلی شادی داشتم. (به ثمر رسیدن زحمات و احساس مفید بودن پارامترهای موثر بر شادی من بودند).

۳-لحظه تحویل دادن نسخه کتابی که با استادم کار تالیفش رو انجام دادیم (مجددا احساس به ثمر نشستن زحمات و مفید بودن، نیازهای ارضا شده ی من برای ایجاد احساس شادی بودند).

۴-ساعتی از شب که ببینم تمام برنامه های پیش بینی شده انجام شده واقعا احساس شادی دارم (در این حالت احساس می کنم روی زندگیم کنترل دارم و این کنترل میتونه من رو به احساس رضایت طولانی مدت برسونه)

وقتی به همین چهار مورد نگاه می کنم متوجه میشم یکم در تجربه احساس شادی سخت گیر هستم. موارد بالا زمان بر و پرهزینه هستن. قطعا میشه ساده ترم شاد بود. میشه هر روز احساس مفید بودن داشت و… حالا این تمرین رو باید هفته ی بعد هم انجام بدم ببینم لحظات شادم به همین سختی ایجاد میشه یا صرفا این هفته یکی از استثنائات بود.