Menu
نویسنده مطلب : سحر شاکر

مطلب مورد بحث:

جستار چیست؟ جستارنویسی یعنی چه؟


معمولا خوندن جستارها رو دوست دارم، تجربه‌ام از دو نفری که توی متن درس اسم برده شد، بگم:
یک:
محمد قائد اول مقاله‌ی دربارۀ الهام، توارد، اقتباس و دستبرد، حرفی از تی.اس.الیوت میاره که می‌گه: «شاعرانِ نارس تقلید می‌کنند. شاعران بالغ می‌دزدند.» همین  مقدمه منو یاد کتاب مثل هنرمندها بدزدید آستین کلئون انداخت. یه کتاب فوق‌العاده جذاب که حداقل نزدیک ۱۱ بار خوندمش. آستین هم اول کتابشو با همون نقل قول تی.اس.الیوت که محمد قائد مقاله‌شو شروع کرده بود، شروع می‌کنه ولی طولانی ترش و می‌گه: «شاعران ناپخته تقلید می‌کنند؛ شاعران پخته می‌دزدند؛ شاعران خوب از آن چیز بهتری می‌سازند؛ یا دست‌کم یک چیز متفاوت. شاعر خوب، دزدی‌اش را به حسی یگانه پیوند می‌زند که به کلی از آن‌چه که از آن بریده شده متفاوت است.»
محمد قائد یکی از کسایی که نوشته‌هاش رو اکثرا دنبال می‌کنم و بهش علاقه دارم. (اینجا می‌تونید یکسری گفتارهاشو بخونین ، اینم وبلاگشه که متاسفانه فیلتره)
دو:
در مورد فرانسیس بیکن هم جسته‌گریخته می‌خوندم ولی وقتی کتاب مقدمه‌ای بر نظریه‌ی پیچیدگی محمدرضا رو که خوندم دیدم چقدر قشنگ بهش اشاره کرده و ازش استفاده کرده و از همه مهم‌تر چه زندگی باحالی داشته (!) بیشتر دنبالش رفتم. مثلا یه جا فرانسیس بیکن می‌گه:
«انسان‌ها برای اندیشیدن به موضوعات مختلف، گاهی به شباهت های آن موضوع ها توجه می کنند و گاهی به تفاوت‌هایشان. اما هر دو شیوه در حالت افراطی خود، به خطا می‌روند: گاهی، تفاوت‌های کم‌اهمیت را جدی می‌گیرند و گاه شباهت‌های کوچک و بی‌معنا را مهم و معنادار قلمداد می‌کنند.»
بیکن هم دو نوع اعتبار رو قبول نداشت و اعتقاد داشت اینا اعتبارهای کاذب‌اند:
یکی اعتبار ناشی از گوینده، یکی اعتبار ناشی از باور اکثریت. میگه اگر جهان هم به یک حرف باور داشته باشن اما روش علمی و منطقی برای رسیدن به اون حرف وجود نداشته باشه، اون حرف می تونه نادرست باشه.