Menu
نویسنده مطلب : فرزاد قوام

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


آیا در آخرین لحظات زندگیم به این تصمیم افتخار میکنم یا حسرت می خورم ؟
آیا واقعا این کار یعنی موفقیت ؟
آیا هم سن و سالای من (دوستانم / همکارانم )که فارغ از تلاش هان و یه زندگی عادی و آروومی رو دارن خوشبخت تر و موفق تر نیست؟
آیا این همه زمان برای رسیدن به این هدف ضایع کردن حق کسایی که دوستشون داشتم نبود؟
آیا این تصمیم باعث شده احساس خوشبختی کنم یا آسایش و خوش بختیمم گرفته؟
آیا اگر اون یکی تصمیم رو میگرفتم الان وضعیت بهتری نداشتم؟
آیا با گرفتن این تصمیم از خودی که توو رویاهام ساختم فاصله نگرفتم؟
آیا در نتیجه این کار بی ثمر و بی فایده نیست؟
آیا وقتی که الان پای این کار گذاشتم بهتر نبود برای تفریح و لذت بردن میذاشتم ؟  از کجا معلوووم فردایی باشه
آیا این همه تلاش میکنم و استرس میگیرم از این کار سالم میمونم که لذتش رو ببرم و به نتیجه برسونمش؟

آیا واقعا تعریف من از موفقیت و خوشبختی درست بوده ؟ آیا این کارا تلقین های جامعه و اطرافیانم نیست؟