Menu
نویسنده مطلب : ابراهیم صیادی

مطلب مورد بحث:

دن اریلی: درباره انتخاب شغل و محل زندگی


این چیزی رو که می گم چیز تازه ای نیست و همه می دونند و خیلی ها هم به کار می برند. ولی برای متممی های جوون تر عرض میکنم. تجارب چند سال کار و زندگی در زمینه ها، شرایط ، مکانها و … مختلف. اینکه ما دنبال عشق و علاقه مون بریم خیلی عالی.
(ولی بعضی وقتها نمی شه، نمی تونی یا اصلا نمی دونی چه جوری بری دنبال عشق و علاقه ات). پیشنهاد من این که (خودم انجام می دم و شعار و نصیحت نیست ؛)) هر کاری رو هم که داریم انجام می دیم اگر با عشق و علاقه باشه بعدا تبدیل به یک مهارت و دانش و تجربه مفید می شه. و فرقی نمی کنه چه کاری باشه. مثلا عکاسی با موبایل یا پیاز خردکردن و تراشیدن ریش… یک تجربه کوچیک و ساده: من وقتی مسواک می زنم خیلی با عشق و علاقه اینکار رو می کنم. اینکار باعث می شه که توجه من به مسواک زدن بیشتر بشه. حین لذتی که ازون لحظه می برم ، ایده ها و افکار مختلفی هم در مورد بهتر مسواک زدن به ذهنم هم خطور میکنه. مثلا فکر می کنم همانطوریکه جرم دندانها با مسواک و خمیر دندون پاک می شه. رسوبات شیر آلات دستشویی و حمام هم پاک می شه؟ خط و خش روی ماشینت هم پاک می شه؟ رسوبات روی کاشی و سینک و… و امتحان می کنم. و نتیجه عالی از آب درمی آد. جالب اینکه با کمترین هزینه و با دسترس ترین و سالم ترین روش. (توضیح اصافه: چون خمیر دندون و مسواک کهنه همه جا یافت می شه. مقدار کمی ازون لازم. کمترین عوارض جانبی رو نسبت به پاک کننده ها و روَشهای دیگه داره). حالا اسم اینکار رو توانمندی استقرا می ذارید، ایده پردازی می ذارید، یا مدیریت توجه و خلاقیت می ذارید خیلی اهمیت نداره. اهمیت در انجام هر کاری با حداقل عشق و علاقه است. ختم می کنم به این داستان کوتاه: از یک کفاش پرسیدند چرا انقدر عالی کفشها رو واکس می زنی؟ گفت من وقتی دارم کفشی رو واکس می زنم فکر می کنم اون کفش واسه خداست و برای اون دارم واکس می زنم.