Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادان‌تر نکند؟


* این جمله و این مطلب، باز همون کارتون جالب بندبازی روی کتاب (در: گفتگو درباره کارتون – دوچرخه خانوادگی) رو برای من تداعی می‌کنه. که همونطور که قبلاً هم در دیدگاهم در اونجا نوشته بودم:

 به نظرم میرسه که ما همیشه در تجربه‌ی یادگیری‌مون، در حال یک بندبازی همیشگی بین دانستن یک مطلب یا یک موضوع یا یک دانش از یک طرف، و درک عمیق و درونی کردن اون موضوع از طرف دیگه هستیم؛

و اگر مراقب نباشیم و یادگیری‌مون به طور سطحی و ناقص و معیوب اتفاق بیفته، ممکنه به راحتی به اون طرفِ این مرز بسیار باریک سقوط کنیم، و هم خودمون و هم دیگران رو به اشتباه و گمراهی بیندازیم.

* از جمله علت‌ها و مکانیزم‌هایی که میتونن ما رو با آموختن و یادگیری به فردی خام‌تر تبدیل کنن، به نظر من میتونه مواقعی باشه که:

– ما آگاهانه به دنبال یادگیری نیستیم.

– از زوایای دیگری به یک موضوع نگاه نمی‌کنیم.

– در مورد درست یا نادرست بودن آموخته‌ها و باورهای نآگاهانه‌ای که تحت تاثیر یادگیری‌های قبلی در جامعه یا خانواده یا در همنشینی با دوستانمون در ذهن‌مون شکل گرفته کنجکاو نباشیم.

– بیش از دقت و یادگیری از مدل ذهنی‌ای که پشت نوشته‌ها و حرف‌های افراد قرار داره، به جملات و حرف‌ها و گفته‌ها و نوشته‌های اونها به طور سطحی توجه می کنیم.

– چیزهایی که یاد می‌گیریم، ما رو به تعمق و تفکر و تامل فرا نمی‌خونن و سریع ازشون رد میشیم و فقط در پی این هستیم که جند جمله ازشون حفظ کنیم و به خاطر بسپاریم.

– درسها و کتاب‌ها رو بیشتر با دغدغه‌ی بالا بردن تعداد و آمار عددی درس‌ها و کتابهای خونده شده‌مون مطالعه می‌کنیم. و برامون مهم نیست که از خوندن هر یک از اونها چه هدف و انتظاراتی رو دنبال می‌کنیم. می‌خواهیم چه نیازی رو در زندگی شخصی یا حرفه ‌‌ی ما برآورده کنن، یا باعث چه تغییرات یا اصلاحاتی در افکار ما، بینش ما، احساسات ما، مدل ذهنی ما، سبک زندگی ما، رفتار ما و عادات ما بشن.

* یکی از نکات آموزنده‌ای هم که در همین رابطه میشه به یاد آورد، نکته‌ای بود که محمدرضا شعبانعلی در بخشی از فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده  در موردش حرف زد. اینکه (نقل به مضمون) ما با خوندن هر کتاب، باید به این فکر کنیم که ما فقط بخشی از جواب سوالمون رو پیدا می‌کنیم. و ما با خوندن اون یک کتاب فقط داریم با یک نگاه جدید و تنها با نگاه نویسنده‌ی اون کتاب به اون موضوع خاص آشنا میشیم و برای یاد گرفتن اون موضوع، هنوز راه بسیار طولانی در پیش داریم.

* وقتی به سهم آموزش‌دهنده در به حداقل رسیدن یادگیری خام در آموزش‌گیرنده فکر می‌کردم، یاد این جمله‌ی متمم در قوانین کامنت‌گذاری افتادم. جایی که اشاره کرد:

“به‌خاطر داشته باشید که تعهد متمم به اعضای ویژه، این نیست که دسترسی مطلق و بی‌قید و شرط در اختیارشان قرار دهد، بلکه این است که نسبت به یادگیری حداکثری آن‌ها، حساس و مقید باشد.”

یا در اینجا که گفت:

“متمم خود را نه به عنوان یک سایت تولید و عرضه‌ی محتوا، بلکه یه محیط آموزشی می‌بیند و ساختار و فرایندهای خود را بر پایه‌ی افزایش اثربخشی یادگیری (و نه الزاماً سهولت و تسریع دسترسی به درس‌ها) طراحی و اجرا می‌کند.”

و همین موضوع، بخشی از کتاب «هنر پرسشگری سقراط» (از لیندا الدر و ریچارد پل) رو به یادم آورد (که به نظرم به طرز شگفت انگیزی، به حرفی که متمم میزنه و چیزی که ما رو بهش فرا میخونه، بسیار نزدیک و مرتبطه) اینکه:

“در نگاه سقراط، آموزش به معنای واقعی آن فرایند پیچیده‌ای است مستلزم شرکت فعالانه و منظم در امر آموختن. از نظر او تنها راه برای اینکه دانش‌آموزان اندیشه‌های مهم و معنادار را بیاموزند این است که ذهن آنان را متفکرانه درگیر آموختن کنیم.”

و حال اینکه به نظر من سقراط میتونه یکی از الهام‌بخش ترین افرادی باشه که با روش زندگی و یادگیری‌اش و با اون ذهن همیشه پرسشگرش و همچنین با اون جمله‌ی معروفش: “دانم که ندانم” به یادمون میاره که هیچوقت فراموش نکنیم که همیشه و در هر لحظه، برای یادگیری و درک بهتر دنیا و پدیده هایی که در اون اتفاق می افته، نیازمند یادگیری مستمر و عمیق، و رهایی از نادانی و نابخردی هستیم.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟