Menu
نویسنده مطلب : رامیار وحدت

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


اگر جامعه ای را بخواهیم از نو بنیاد کنیم یا آن را بازسازی و ارتقا بدهیم باید آموزش و پرورش را مهمترین رکن کار خود قرار دهیم و در این راستا :
۱- استفاده از معلمان نمونه و قابل الگو شدن: از نظر من مهمترین اهرم کار معلمین عزیز هستند که برای حصول نتیجه، عملکرد آنها حایز اهمیت است:
     – معلم من باید از نظر علمی در جایگاهی باشد که پاسخگوی دانش آموز بوده و به روز و پیگیر در یاد گیری مسایل روز باشد. امروزه علوم با سرعت غیر قابل وصفی در حال تغییر و تکمیل می باشند که تکیه به دانسته های قدیمی جوابگوی آن نمی باشد. پس دانش آموز ما در جایی از نظر علمی به معلم خود اطمینان کرده و تکیه می کند که بتواند پاسخ سوالات خود را به طور صحیح از او دریافت کرده یا اگر معلمش قادر به پاسخ گویی در لحظه نباشد پیگیر بوده و پاسخ صحیح را در زمان اندک به بیابد و یا راه رسیدن به جواب پیش پای او بگذارد.
     – موضوع دیگر در رابطه با معلمان، صداقت آنان است که الگوی دانش آموزان ما هستند. متاسفانه امروزه این صداقت به دلیل بسیاری از مشکلات در این قشر زحمت کش ناخواسته کم رنگ شده است. اشاره من به آن دسته از معلمانی که دانش آموز خود را به سمت کلاسهای خصوصی سوق می دهند یا ارتباط و رفتار آنها با دانش آموزانشان به سبب شغل پدر یا مادر متفاوت است، نیست که آنها واقعا آفتهای نظام آموزش و پرورشند. اشاره من به خانم معلمیست که به دلیل شرایط و قوانین آموزش و پرورش با حجاب کامل اسلامی در مدرسه حضور می یابد ولی اگر دانش آموز این معلم گرامی، او را در بیرون از مدرسه در خیابان یا مهمانی یا …. ببیند یک چهره و پوشش متفاوت از او می بیند یا آقا معلمی که در کلاس درس، صداقت را آموزش می دهد و وقتی دانش آموز، او را در شغل دومش مثلا در یک بنگاه معاملاتی و اقتصادی می بیند آثاری از آن صداقت گفتار در وی نمی بیند و ….. در چنین شرایطی  دانش آموز دچار یک سردرگمی و بهت می شود و اولین گام ریاکاری را از مدرسه ما می آموزد.
     پس به نظر من برای دستیابی به اهداف آموزشی و تربیتی، معلمین گرامی مهمترین اهرمها هستند.
۲- ارزش گذاری و اهمیت به آموزش زبان انگلیسی از ابتدا کار: امروزه ما در یک دهکده جهانی زندگی می کنیم و قدرت ارتباط با دیگران در این دهکده حایز اهمیت می باشد.  پس یک آموزش فراگیر و کاربردی از نظر من بسیار مهم می باشد که من برنامه این آموزش را بدین شرح ارائه می دهم: آموزش عمومی زبان انگلیسی در پایه اول، ارائه واحد کاری ورزش به زبان انگلیسی در پایه دوم، آموزش درس ریاضی به زبان انگلیسی در پایه سوم و آموزش درس علوم در پایه چهارم و …. و در هر مورد از معلم Native استفاده می کنم.
۳- ارزش گذاری و اهمیت به آموزش درس عربی با توجه به زبان کتاب آسمانیمان.
    
     البته یادگیری هر زبان دیگر ارزش و اهمیت خود را دارد که شاید بتواند در ادامه تحصیل و در مقاطع بالاتر یکی دو زبان دیگر را پوشش داد.
۴- آموزش درسهای مختلف به صورت آزمایشگاهی و کارگاهی در حد امکان: آزمایشگاههای علوم و کارگاههای ریاضی، جغرافی، کاردستی و …. که جدای از یادگیری عمقی تر و جذابتر برای دانش آموز روحیه همکاری و کار گروهی، سعی و خطا و …. را در دانش آموزان تقویت می کند.
۵- اجرا و برگزاری اردوهای مختلف علمی و تحقیقاتی و تفریحی به صورت متعدد. خصوصا که بعضی از این اردوها به صورت شبانه روزی باشد تا به مرور قدرت فاصله گیری دانش آموز از خانواده و برخورد و تعامل با جامعه را به او آموزش دهیم. او را برای یک زندگی مستقلتر آماده کنیم.
۶- استفاده از پتانسیل خانواده در انجام فرایند آموزش و تربیت: برای مثال همراهی آنها در انجام تکالیف محوله به دانش آموز در منزل اعم از درسی، کاردستی، تحقیقاتی و پژوهشی اما به صورت کنترل شده و تعامل کامل و صادقانه و محرمانه با خانواده در مسایل تربیتی.
۷- پرهیز از سوق دادن دانش آموز به کلاسهای خصوصی و یا موسسات خارج از مدرسه جهت جبران ضعف در امور مدرسه اعم از درسی و تربیتی. در صورت نیاز برگزاری کلاسهای جبرانی و فوق برنامه در مدرسه به صورت محدود و حتی الامکان تک نفره.
۸- در صورت ضعف در بعضی از کتب آموزشی یا بنا به شرایط دانش آموزان و نیاز به ارائه قویتر یک مبحث، از کتب ، جزوه یا کلاسهای فوق برنامه مکمل استفاده شود ولی بسیار محدود و ساده.
۹- آشنایی دانش آموز با فرهنگ و دین خود در حد فهم وی و هم چنین آشنایی با فرهنگ و دینهای کشورهای مطرح و تاثیرگذار و مقایسه آنها با یکدیگر و بیان نقاط قوت و ضعف آنها به طور ساده.
     تا دانش آموز از فرهنگ زدگی، دین گریزی و ایجاد یک مدینه فاضله از کشورهای دیگر در ذهن خود و ….. مصون بماند و در آینده با علاقه و انگیزه و دلایل قویتر و به دور از هرگونه تعصب به فرهنگ و دین جامعه خود پایبند بوده و یا حتی با اختیار و دید باز فرهنگ برتر و دین خود را برگزیند.
۱۰- واگذاری مسئولیتهای مختلف به دانش آموزان در مدرسه و حتی پیگیری آنها در محیط خانه اعم از درسی ، انضباطی ، تحویل وسایل و ….. تا او را متعهد و مسئولیت پذیر بار آوریم.
۱۱- زیبا سازی محیط مدرسه و استفاده از سالنهای ورزش مناسب و آزمایشگاههای مجهز و ….
۱۲- ارایه کتب درسی در سالهای اول به صورت فیزیکی و کاغذی باشد ولی در سالهای بالاتر مثلا ششم به بعد به صورت مجازی بوده تا هم حمایت از محیط زیست گردد و هم قابلیت به روز رسانی ، اصلاح،  تعامل با معلمان و دانش آموزان دیگر مدرسه ، شهر ، کشور فراهمتر گردد.
 
به دلیل اطاله کلام از ذکر موارد دیگر یا توضیح بیشتر در مورد هر یک از موارد فوق پرهیز کرده و در ادامه سعی بر این دارم که این مطالب را به گامهای تفکر سیستمی مرتبط سازم.
از نظر من فیلم زیبا و مفهومی «بالانس» فقط در مورد افراد یک جامعه و همکاری و عدم همکاری آنها با یکدیگر نمی باشد که در مورد ارکان و اجزا یک سیستم و حتی ابعاد تربیتی یک شخص نیز می باشد که مطابق با تفکر سیستمی ما نمی توانیم بخشی را تقویت کرده مورد توجه قرار دهیم و بخشی را نادیده بگیریم یا کمتر مورد توجه قرار دهیم. پس دانش آموز را باید از نقطه نظر همه ابعاد مورد توجه قرار داده و به آنها با یک اولویت پرداخت.
هم چنین ایجاد فضای آموزشی و پرورشی مناسب بدون توجه به نیازهای معلم و دیگر پرسنل مدرسه و خانواده، شکل و ساختار مدرسه ، کتب و سرفصلهای آموزشی  و …. میسر نمی باشد. ولی باز تاکید می کنم که در صورتی که واقعا امکان اولویت دادن همزمان به همه موارد به یک شکل نمی باشد اولویت اول را به معلم که مهمترین اهرم آموزش و پرورش است داده و در اسرع وقت به ارتقا اهرمهای دیگر بپردازیم.
 
آموزش و پرورش دانش آموزان در تمام ابعاد علمی ، فرهنگی ، جسمی ، روحی و … با استفاده از معلمهای دلسوز و کاردان ، همراه با کتب و محتوای آموزشی مناسب ، در فضای مناسب آموزشی، در کنار کادر و پرسنل مهربان مدرسه و با توجه به نقاط ضعف و قوت خانواده ها و …. است که می تواند محیط زیبا و سرشار از شوق را در جهت ارتقای نوگلان و فرزندان این خاک و بوم مهیا کند.
 
به نظر می رسد که اگر آموزش و پرورش را یک بنگاه اقتصادی در نظر نگیریم آنچه به عنوان ارزش و عضو کلیدی این سیستم دیده می شود دانش آموز و ارتقای اوست که در صورتی که این هدف حاصل آید به نظر می رسد که سیستم به اهداف خود رسیده  و در نقش خود موفق عمل کرده است. از نظر من مابقی موارد در این سیستم اعم از معلمان، کتب ، فضای آموزشی ، محتوای آموزشی و … نقاط اهرمی هستند که برای دستیابی به هدف سیستم نقش موثر و پرتاب کننده ای دارند.
در این میان بعضی از موارد مثل شکل و ظاهر کتب و ظاهر مدرسه و برخورد پرسنل مدرسه، تجهیزات و فضاهای کارگاهی  و آزمایشگاهی فارغ از چگونگی برنامه ریزی آنها و …. می توانند نقاط مرزی سیستم باشند که اطمینان و اعتماد خانواده و ذوق دانش آموز را در بدو ورود رقم می زنند.
آنچه مسلم است رویدادهای مقامهای برتر المپیاد و مسابقات علمی و ورزشی و … ، دستیابی به کرسیهای برتر دانشگاهی ، اشتغال مفید و کارآمد در پستها و مشاغل حساس و پربازده ، تعهد و مسئولیت پذیر بودن به خود و خانواده و اجتماع و موسسات شغلی ، الگو بودن برای فرزندان و نسل آینده کشور و هزاران آرمان دیگر اتفاق نمی افتد مگر با طی روند صحیح آموزش و پرورش دانش آموزان و برنامه ریزی برای افقهای بلند مدت.
با تشکر