Menu
نویسنده مطلب : هوداد نقشوار

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و فاصله‌ بین دانستن و عمل کردن


١ . یکی از مثال هایی که در کادر درمانی به وفور می توان مشاهده کرد، شیوه ی برخورد با بیماران HIV مثبت است. هنگام صحبت با پرستل درمانی اکثر آن ها درباره ی نحوه ی برخورد صحیح با بیماران HIV مثبت بسیار صحبت می کنند. درباره ی این که بدون تماس مستقیم با خون منتقل نمی شود و یا به وسیله عطسه، سرفه، تنفس و یا لمس پوست بیمار خطری وجود ندارد. اما در عمل مشاهده می کنیم که به اشتباه از آن ها پرهیز می کنند و رفتاری نامناسب دارند. ( در حالی که با بیمارانی که مبتلا به سل یا هپاتیت هستند و به شدت احتمال انتقال وجود دارد مشکلاتی از این دست کمتر وجود دارد.)
٢ . درباره ی مدیریت زمان مطالب متعددی خوندم و در گفتار هام در جمع های مختلف از این موضوع و تمرین و گسترش این مهارت حمایت می کنم. اما در عمل کمتر از مطالعاتی که داشتم استفاده می کنم و به اصول آن عمل نمی کنم.
٣ . درباره ی رفتار و تعاملات با دیگران مورد خاصی به نظرم نیومد یا جلب توجه نکرد. شاید مدل ذهنی من به صورتی سازمان یافته باشه که رفتار های مغایر با نظریه ی مورد حمایتم رو به گونه ای توجیه کنه که هم اکنون این موارد به نظرم نیاد یا متوجهشون نشم.
۴ . گرچه می دانم منظور این درس دورویی نیست و با این مورد فاصله ی بسیاری دارد اما یاد بیتی از حافظ افتادم که ان را با دوستان به اشتراک می گذارم:
حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی * بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می کنم