Menu
نویسنده مطلب : سیمین ابراهیمی

مطلب مورد بحث:

فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری


سلام دوستان عزیزم

حالا یک تغییر کوچک انجام بدهیم.

در خیلی موارد شاهد این جمله بودم و در کارهای روزمره هم همین طور. مثلا در ادامه تحصیل، به جای اینکه افراد مدارج علمی رو طی کنند شروع می کنند عرض اطلاعاتشون رو در مورد کارشون زیاد کردن که تا حدودی به نظرم با درنظر گرفتن شرایط دانشگاهها کار درست و مطلوبی هست.

فعلا اولویت من نیست.

کسانی که درس خوندن رو بهانه می کنن و ازدواج رو به تعویق می اندازند.

باید از یک مشاور کمک بگیرم.

عکس این هم صادقه. اون زمان که می گیم اگه برم پیش مشاور اگه اون تصمیمی که من گرفتم رو قبول نداشته باشه و منو مجاب کنه که اشتباه کردم چی ! و با نرفتن به نزد مشاور روی تصمیم اشتباهش می ایسته و راهش رو ادامه می ده.

به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.

به نظرم این مورد هم نتیجۀ اینه که هنوز به خودِ خودمون نمی تونیم نه بگیم. هنوز اون قاطعیت رو با دلمون نداریم و می ذاریم تا اونجایی که سر و پای دلمون به سنگ بزرگ و سختی بخوره و کلا متلاشی بشه و چیزی ازش باقی نمونه، ادامه می دیم.