Menu
نویسنده مطلب : آزاده خوشبخت

مطلب مورد بحث:

تفاوت سکون و رکود


رکود یعنی ماندن و توقف طولانی بدون هیچ حرکت و پویایی
سکون یعنی آرامش در سطح اما در لایه های زیرین حرکت و پویایی در جریان است مثل واژه ی مسکن که  درد را در لایه های حسی ما ساکت می کند اما هنوز منشاء درد وجود دارد.
چرخه روزگار گاهی ما را در رکود و گندابی غریب گیر می اندازد. داشتم با خودم کلنجار می رفتم که من دچار چه هستم سکون یا رکود….
تا قبل از آن که این مطلب را بخوانم مطمئن بودم که دچار رکود مردابی شده ام. هیچ چیز در زندگیم جریان ندارد و در رکود یأس و نا امیدی دست و پا می زنم. حتی اندیشیدن به این موضوع به شدت برای قلبم سنگین و گران می آمد.
اما الان که دارم به این واژگان فکر می کنم، می گویم شاید هم من درسکونم. فعالیت ها و کارهایی را آغاز کردم و زندگی در وجود و حول وحوش من می چرخد اما هنوز به جریان نیفتاده است و صدایی ازان شنیده نمی شود.
لحظه سکون زندگی پراز اتفاقاتی است که فقط خودت می توانی ببینی،  کمتر به چشم دیگران می آیی. اما  ندیده شدن و نداشتن تشویق و تأییدهای بیرونی کمی سخت است. مطمئناً توجه به رودی جاری بیشتر از توجه به برکه ای آرام است که میخواهد جاری شود.
گاهی همین ندانستن ظرافت کلامی می توند امیدی را از روحی بگیرد وشرایط را جوردیگری بنمایاند.