- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

درباره تناسب شاخه و ریشه


از خوندن این متن، خیلی لذت بردم. واقعا حس می کنم این موضوع رو – مخصوصا وقتی که گفت: “…و خوب می‌دانی که درختی که شاخه‌های زیاد و ریشه‌های کم دارد، با نخستین باد شدید، واژگون می‌شود. اما از طرف دیگر، ریشه‌های زیاد هم، برای شاخه‌های کم، مفید نخواهند بود.” – بارها توی زندگیم تجربه کردم، بدون اینکه به مفهوم این موضوع عجیب از این زاویه و به این زیبایی  فکر کرده باشم. گاهی این تناسب رو رعایت کردم و گاهی ازش غافل بودم. و هر وقت ازش غافل بودم و ریشه ها یا شاخه ها بدون تناسب با دیگری در من رشد کردند، همین  دو تا «ز»! یعنی «زحمت و زندان» (که سوزانا تامارو، در متن زیبای خودش به اونها اشاره کرد) ، روحم رو آزردن.

با خوندن این متن زیبا، باز هم یاد این موضوع افتادم: برای من، همیشه گیاهان سبزی که گاهی در آب میذاریم تا ریشه بزنن، الهام بخش بوده و هست. همیشه بهشون توجه می کنم و می بینم که تا وقتی که هنوز ریشه نزدن، برگهاشون چقدر آسیب پذیر هست و میتونن با هر عامل کوچک و بزرگ محیطی، ضعیف و زرد و بیمار و خشک بشن و فرو بریزن. اما به محض اینکه گیاه ریشه میزنه و ریشه های کوچک شروع به رشد می کنن، برگها سبز و قوی و باطراوت بر جای خودشون باقی می مونن و دیگه عوامل محیطی به راحتی نمیتونن بر روی این برگها تاثیر منفی بذارن. من همیشه سعی می کنم برای زندگی خودم از اونها الهام بگیرم…