Menu
نویسنده مطلب : میترا

مطلب مورد بحث:

تقویت منفی و مثال‌های آن


تقریبا هفت ماه است زیرنظر یکی از دوستانم که تقریبا از چهارسال پیش با او اشنا شدم کار می کنم  و با خصوصیات اخلاقی او کم و بیش اشنا هستم. می دانم که در کار بسیار منظم و دقیق است و با اعتقاد و وجدان کاری امور محوله را به انجام می رساند و باتوجه به قلب بسیار مهربانی که دارد در کمک کردن به دیگران بویژه دوستان و همکاران پیشدستی می کند اما زمانیکه احساس کند طرف مقابل از حسن نیتش سواستفاده کرده به صراحت آن را اعلام می کند .در این مدت هفت ماه همکاری که با ایشون داشتم نکته ای توجه مرا جلب کرده و آن قاطعیت و برخورد بسیار جدی و حتی در برخی موارد چکشی با مراجعین است . از آنجایی که من خیلی عادت به این رفتار ندارم  در ابتدا تعجب می کردم که چرا ایشون اینچنین برخورد می کند، طرف مقابل که در ابتدا صحبت یا رفتار ناراحت کننده ای نداشته اما به تدریج مشاهده کردم با توجه به نوع کاری که درحال انجام آن هستیم برخورد معمولی و نرمال در تعداد زیادی از مراجعین زمینه را برای اهمال کاری و کوتاهی در کاری که بخشی از وظیفه آنها در روند کاری است فراهم می کند و چه بسا نقص و خطای کاری خودشون  را به راحتی و در برخی موارد با بی ادبی به ما نسبت می دهند و وقتی نتیجه دلخواهشون را بدست نمی اورند شروع به ملتهب کردن فضا و تهدید نمودن می کنند  و ….

متاسفانه  مراجعین با این نوع رفتار سعی می کنند به خواسته هاشون برسند ولی عملا اتفاقی که می افتد موظف می شویم که گزارشات و پاسخهای کتبی به مراجعه کننده بدهیم که این خود اتلاف زمانی در کار ما است که هیچ منفعتی نه برای ما دارد و نه مراجعه کننده. اما زمانیکه دوست من از همان ابتدا برخورد قاطع و تندی می کند تبعات چنین رفتارهایی کاهش پیدا می کند هرچنداین رفتار به مذاق بعضی ها خوش نمیاد و شروع به انتقاد از نوع برخورد می کنند. در مجموع می توانم به این صورت جمع بندی کنم که برخورد تند و قاطع تبعات نهایی کار را هم برای ما هم برای مراجعه کننده کاهش داده و برای انها مشخص نموده که کار بسیار جدی است اما دربرخی افراد نیز احساس نارضایتی در رفتار را بهمراه داشته است .

چالشی که من در این زمینه دارم این است که نمی توانم از بدو امر چنین برخوردی داشته باشم لذا مجبور می شوم  برخی پیگیری های زاید و اضافه بر سازمان راجهت دستیابی به نتیجه داشته باشم و یا زمان بیشتری را برای توجیه طرف مقابل صرف کنم که هم برایم ازار دهنده است و هم سبب کند شدن انجام کار می شود اما تنش های کلامی و رفتاری من با دیگران بسیار کمتر از دوستم است . در برخی موارد هم مراجعه کننده علی رغم صحبت و توجیه و شفاف سازی که صرف انجام کارشون کردم اقدام به نامه نگاری با مراجع بالادست نموده اند که نتیجه آن بررسی و پاسخ آن به مسولین و شاکی بوده که از نظر من نوعی اتلاف زمانی و افتادن در یک دور و تسلسل باطل است چرا که نتیجه دلخواه شاکی را به همراه ندارد.