Menu
نویسنده مطلب : خسرو شریف نیا

مطلب مورد بحث:

کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟


دو خاطره:

اول اینکه : پسر عمویی دارم نازنین که فاصله سنی نسبتا زیادی با من داره . بچه که بودم چند چیز خانه عمو من رو به وجد می آورد. یکی عیدی های بود که عمو از بین قرآن یا حافظ بیرون می کشید و یکی هم قفسه کتابخانه علی (پسر عموم) . آنچنانکه هنوز تصویر آن اتاق رو به خوبی در ذهن دارم و آن ذوقی که آن روز ها داشتم برای تماشای کتابخانه علی.

دوم اینکه: چند سال پیش، برای مدت کوتاهی در محیطی کار کردم که قبل از ورود به آن محیط به هیچ عنوان فکر نمی کردم افرادی به اون حد باحال در اون محیط کار کنند. خلاصه اینکه یکی از همکاران کتاب پیرمرد و دریا رو به من پیشنهاد کرد. عید همون سال فرصتی پیش اومد که تونستم اون کتاب رو در محیطی کاملا آرام  بخونم. اصلا یادم نمی ره که دیوارهای آجری حیاط خانه کویری ای که آن روزها در آن ساکن شده بودم رو آب می پاشیدم و زیر سایه ای لم می دادم و از پیرمردی می خواندم که زندگی را در صید سیر کرده بود. (البته لازم به ذکراست که اصلا هدفم هدر دادن آب نبوده ، بلکه دیوارها تازه چیده شده بودن و لاجرم برای گذران دوره کیورینگ سیمان مجبور بودم دیوار ها رو آب پاشی کنم!)

یه نکته دیگه: پیدا کردن دوست یا دوستانی که هر وقت فرصتی دست می ده برای هم از کتاب تعریف کنید و از آخرین تجربه خوانشی خود، نعمتی است بزرگ. بسیار بزرگ!