Menu
نویسنده مطلب : ماجد قاضی

مطلب مورد بحث:

کامل‌ترین تعریف استراتژی چیست؟


مقدمه :
همانطور که در درس بدرستی اشاره شد آوردن استراتژی ذیل یک تعریف یکتا نمیتواند ما را به هدفمان برساند.
با توجه به گستردگی مفهوم استراتژی ، بهتر است آن را مجموعه ای از تعاریف در نظر بگیریم تا ابعاد و نکات مغفول آن بهتر نمایانده شود.
من ترجیح می دهم بجای یک تعریف بلند و احتمالا نا مفهوم از استراتژی یک تعریف کاربردی از آن را در یک سازمان / شرکت بزرگ بیان نمایم.
صفت بزرگ را به این دلیل بکار بردم چون هزینه و زمان اجرای یک استراتژی در یک شرکت / سازمان کوچک بسیار کمتر است.
نکته مهم :
 پیش فرض من :
استراتژی زاده نمی شود بلکه بر واقعیتهای موجود بنا می شود. چون هر شرکتی بالاخره با یک استراتژی ( که ممکن است حتی مدیران یا پرسنل به آن واقف نباشند) شروع بکار می کند.

اما تعریف راهبرد:
راهبرد ( استراتژی) در یک سازمان یا شرکت بزرگ یعنی ایجاد بالانس و توازن میان قابلیت ها و توانایی های موجود شرکت به گونه ای که از تمامی دارائیها و ظرفیت های شرکت به نحو بهینه ای استفاده شود.
چه بسا به دلیل ضعف در معاونت بازار یابی، حجم عظیمی از دارائیهای سخت افزاری و نرم افزاری و متخصصین نرم افزار در معاونت IT شرکت بلا استفاده یا با کمترین کارآیی بکار گرفته شود.
یا بدلیل ناتوانی معاونت منابع انسانی برای ایجاد انگیزه در پرسنل، نرخ رشد سود شرکت کاهش یابد.
اگر دقت کنید این تعریف نزدیک به مفهومی است که” پورتر “در مورد استراتژی بکار می برد.
” استراتژی یعنی کاری راکه دیگران انجام می دهند با منابع کمتر ( کارآتر) انجام دهیم”
بنابر تعریف من، اگر در معاونت IT شرکت، منابعی وجود دارد که سایر معاونتها بدلیل ضعف یا عدم دانش لازم، توان استفاده از آن را ندارند یعنی بخشی از منابع معاونت IT  شرکت مازاد است.
نکته :
این تعریف از استراتژی دارای یک چرخه مستمر و دائمی است. یعنی این استراتژی را می توان بارها و بارها بکار برد.
به محض انجام هر تغییر استراتژیک در شرکت ، منابع موجود در شرکت با کمترین زمان و هزینه می بایست مجددا بالانس شده و متوازن گردند.