- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : تسنیم

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


سلام و با تشکر از گروه متمم عزیز
بالاخره موفق به نوشتن و انجام این پروژه شدم. قبل از ورود به تحلیل استعدادهایم بگویم که :
– این تمرین ناخواسته مرا به گذشته برد در حالی که در پست نامه ای به گذشته چیزی ننوشتم چون حسرت را نصیبم می کرد اما اینجا نیروی حرکت و امید را برایم به ارمغان می آورد. در ضمن از قبل بگویم که در نوشتارم ترکیب “رها کرده ام” را زیاد می بینید.
– در استعدادهای مطرح شده در مدل اوکانر خودم را عالی (۹۵-۱۰۰ درصد) خوب رو به عالی(۹۰-۹۵ درصد) و خوب (۸۵-۹۰ درصد) می بینم. امیدوارم نگوئید چقدر از خود متشکر است !
– تا کنار این استعداد ها تلاش و پشتکار نباشد به نظرم عالی، خوب یا ضعیف بودن آن ها فرقی نمی کند.
اینجا مثل بقیه دوستان حقیقت را می نویسم اما واقعیت اکنون چیز دیگریست…
** استعداد تجسم فضایی و درک ساختارها (عالی یا خوب رو به عالی)
ابتدا با توجه به مثال های مطرح شده در تبیین آن می گویم که در کودکی برای عروسکم همه کار می کردم تخت درست می کردم و حتی وسایل خانه می خریدم و هنوز هم دارم، با چادر و متکا خانه می ساختم، اهل باز و بسته کردن وسایل و کار فنی نبوده و نیستم و خرابکار هم نبودم اما خراب شده ها را متصل می کنم. همیشه دوست داشتم با چوب چیز درست کنم ولی هیچ وقت نکردم. تجربه پازل درست کردن خوبی دارم و در بستن چمدان می توان با کمی ارفاق گفت حرفه ای و در کروکی و مسیریابی خوب هستم. علاقه ای به رانندگی ندارم و به تبع آن اصلا تجربه ای در پارک دوبل هم ندارم. مدتی نجوم آماتوری فعالیت کردم و به آن علاقه دارم و فعلا رها کرده ام و به نظرم این استعدا در نجوم اهمیت دارد. چه در جهت یابی، صورت های فلکی، گردش زمین و … و تا موضوعات پیچیده چون نظریه ریسمان ها. به مستند ها به خصوص از نوع نجومی علاقه مندم. تصور سه بعدی اشیاء و یا کاری که می خواهم انجام دهم برایم خیلی راحت است واصلا می روم و چند دور می زنم و بر می گردم. به نظرم مجسمه سازی با تسلط بر انگشتان و طراحی هم درارتباط هست لذا درمجسمه و کار با خمیرو سفالگری مستعد بوده و اگر مجسمه ساز، سفالگر یا در حوزه معماری بودم موفق می شدم.
** توانمندی استقراء (خوب رو به عالی)
من در رشته های مختلفی وارد شدم و به قول معروف از این شاخه به آن شاخه پریدم ولی خودم چنین عقیده ای ندارم چون بین همه آن ها ارتباط برقرار کرده و شباهت یابی میکنم و هر کدام را بخشی از هستی شناسی می دانم که با هم در ارتباطند.
اگر یک مثال ساده برای این استعداد بیاورم در تطبیق ماشینها با چهره حیوانات و یا دیدن یک موجود زنده در یک سنگ یا ترک دیوار یا برگ درختان و … واردم.
** لبریز از ایده (خوب رو به عالی)
اگر چیزی دغدغه ام باشد یا به آن فکر کنم ایده های زیادی برای آن متصور می شوم و این را تجربه کرده ام (چیزی شبیه بارش فکری برای خودم) ولی اغلب آن ها رابیان نکرده ام. وسایلی را که در ظاهر بی استفاده است دوست دارم نگهدارم چون به نظرم می توان با آن کارهای دیگری کرد.
** توانایی خوانن سریع (عالی)
گاهی نیاز به کنترل دارد (برای عمیق خواندن). در اغلب موارد وقتی با کسی در خواندن شریک شده ام حوصله ام سر رفته. اما در تحویل برگه امتحان نه و اغلب جزء آخرین نفرات. شاید این به خاطر کمال طلبی باشد…
** حافظه طراحی (عالی)
از همان کودکی خود را نشان داد. طراحی و نقاشی و تذهیب کارکرده ام ولی حیف این بارهم رها کرده ام. عاشق نقاشیخط هستم. شک ندارم اگر واردش شوم حتما موفق خواهم بود (دنیای رنگ و خط و منحنی و زاویه و.. عشق)
به سفره آرایی و چیز های مرتبط با تزیین غذاو … هم علاقه دارم و گاهی انجام می دهم و می پسندند (البته اگر بگذارند)
** استعداد تحلیلی (خوب رو به عالی)
واژه بی انضباط را در خانه نسبت به خودم می شنوم. تا حدودی کلیت آن را قبول دارم ولی در مصداق ها نه ( مثلا خوابیدن و بیدارشدن را درست می گویند). در نظر من خیلی از آن ها بی نظمی نیست چون با آن ها اینطور راحت تر هستم. ولی خودمانیم نظم چیز خوبی است. تجربه خاص برنامه ریزی برای یک مراسم یا چیزی شبیه به آن را هم نداشته ام که نظری بدهم. در سازمان دادن مفاهیم در رشته خودم که در حوزه علوم انسانی است به نظرم توانمندم البته همیشه جای کار و پیشرفت برای آن وجود دارد.
** توانایی کار با اعداد (بدون شرح)
تحلیل سری های عددی (عالی)/ توانایی کار با اعداد (خوب رو به عالی)/ حافظه عددی (عالی)
به طور مشخص به کارم نیامده است.
** سیلوگرام
در تجربه های کوتاه و رها شده ای که در زبان عربی و انگلیسی داشته ام آن را عالی یا خوب رو به عالی یافته ام.
علاقه مند و پیگیر آن هستم.
تشخیص و تفکیک رنگ ها ( عالی)
بدون شرح
نگاه به جلو
بستگی به موضوع دارد لذا گاهی پررنگ و گاهی کم رنگ تر است لذا میانگین به آن خوب یا خوب رو به عالی می دهم.
** تسلط بر انگشتان (عالی)
اگر کاری نیاز به ظریف کاری داشته باشد حتما من احضار می شوم. علاوه بر آن به اذعان بقیه ریزبین و دقتی هم هستم.
خوشنویسی و تذهیب هم کار کردم و رها کردم و حتما دنبال آن خواهم رفت و کارهای هنری مثل سرمه دوزی و … . وقتی می بینم بعضی ها دوست دارند ولی می گویند ما حوصله این کارهای ریز را نداریم پی می برم که واقعا این استعداد را دارم.
مدتیست که علاقه مند به quiling(ملیله کاغذی) شده ام که به نظرم تسلط بر انگشتان در آن مهم است و می توان با آن کارهای خلاقانه ای کرد. با دست مخالفم(چپ) هم می نویسم. همینطور همزمان با هم می نویسم و نقاشی هم می کشم (نه خیلی خوب) نیاز به تمرین دارد.
** استعداد موسیقی و تشخیص صدا
تن صدا (عالی یا خوب رو به عالی)
در درک و به خاطر سپاری ملودی ها و برای من بیشتر در حوزه تجربه قرائت قرآن و الحان و مقامات آن مشهود است.
توان تفکیک فرکانس (عالی)
خارج خواندن یک نفر و تفاوت صدای خسته و معمولی را باز هم در قرائت قرآن و نیز آهنگ ها می یابم. چیزی که به ذهنم می رسد در تلاوت قرآن تشخیص رعایت قواعد تجویدی و ظرایف آن مرتبط با این استعداد است که به نظرم در آن عالی هستم ولی بهره خاصی از آن نبردم و فکر میکنم اگر داور باشم خیلی دقتی و ریزبین خواهم بود.
ریتم (خوب رو به عالی)
تغییرات سرعت موسیقی و کلام دیگری را درک میکنم اما در مدیریت ریتم و کلام خود در رتبه پائین تری هستم.
در پاسخ به سوال کلیشه ای ” می خواهی در آینده چه کاره شوی؟” که از بچه ها می پرسند برخلاف خیلی ها که می گفتند دکتر، معلم، خلبان، مهندس و… من می گفتم می خواهم مجری یا اخبار گو بشوم (هیچ وقت نشدم حتی در مدرسه) ولی همیشه به خوبی و با اشتیاق دکلمه یا متن ادبی می خواندم. در تجربه سخنرانی کمی پائین تر از آن ها هستم و یکی از برنامه هایم تقویت آن هست.
* تا به حال اینقدر اعتراف نکرده بودم!

ان شاءالله با جدیت و همراهی گروه متمم عزیز در مسیر اصلی خود قرار بگیریم و حتما برای متممی ها روزهای جدیدی در راه است که ما می توانیم.
*******************