Menu
نویسنده مطلب : سارا حق بین

مطلب مورد بحث:

اولین شغل من: جک ولش مدیرعامل جنرال الکتریک


سلام به دوستان

قطعا ۱۲ سال پیش که در شغل فعلی ام شروع به کار کردم هیچ تصویر خاصی از شغل و شاغل بودن و شاخصه های لازم نداشتم. از ابتدا سطح شغلی ام پایین تر از حدی بود که باید باشد و غیرمرتبط با تحصیلاتم ؛ اما به امید رشد سازمانی در سالهای آتی ادامه دادم، هر چند که بعد از این همه سال اثری از رشد سازمانی وجود نداشته است، تنها شاید مزایای مادی بهتری در اختیارم قرار گرفته و دانسته ها و بعضی مهارتهای تجربی ام افزایش یافته است.

لیکن عاملی که موجب ادامه این روند تا به امروز شده است نیاز به تعامل اجتماعی است که در من قوی می باشد و جنب و جوشی و فعالیتی که ناگزیر باید در یک مسیر بکار گرفته شود(نشانه خوب اول). از طرفی اعتبار ظاهری سازمان در محیط اجتماعی و فرصت های رشد شخصی که بواسطه تعامل با بعضی از همکاران کسب می کنم. وجود داشتن اوقاتی در حین کار که نهایت سعی ام بر این است که صرف مطالعه و یادگیری شود و به روز بودن و همسو شدن با تغییرات سازمان شامل نرم افزارها، فرآیندها، ساختار و … به علت تغییرات و تحولاتی که چند وقت یکبار بوجود می آیند.

عامل مهمتری که در سالهای اخیر انگیزه مرا برای ادامه دادن شغلم تقویت می کند نشانه خوب چهارم است (وجود یک الگوی توانمند) که وجود این الگو موجب بالارفتن سطح تحصیلات، یادگیری، توسعه فردی و حتی لذت بردن و رضایت درونی از محیطی که بارها هم قد نبودنش مرا رنجانده بود، شده است.