Menu
نویسنده مطلب : مهدی اسدی

مطلب مورد بحث:

فایل صوتی - مقدمه‌ای بر مهارت یادگیری


 

سلام دوستان

پیشاپیش از طولانی بودن نظرم پوزش می طلبم ولی چند نکته در ارتباط با فایل صوتی به ذهنم رسید که با شما درمیان میگذارم:

۱) به نظر من درسته که آموزش رسمی، رفته رفته داره سهم خودش را از دست میدهد ولی این به این معنا نیست که مهارت آموزش هم باید از بین بره و همه چیز در مهارت یادگیری خلاصه بشه.

به نظر من هر دو هم زمان باید رشد کنند یعنی مهارت آموزش در کنار مهارت یادگیری. اگر به چند صد سال قبل ایران خودمان بازگردیم خواهیم دید که در آن زمان کسی به دنبال علم و دانش نمی‌رفت مگر اینکه واقعا جویای علم بود و ذهنی پرسشگر داشت و در مقابل هم کسی به کرسی استادی نمی‌نشست مگر اینکه در فن آموزش در حد اعلای درجه بود و به همین جهت ایران گذشته مملو بوده است از ستارگان علم. بنابراین مهارت آموزش هم در کنار مهارت یادگیری بسیار مهم است و به همین خاطر است که محمد حسین نظیری نیشابوری شاعر قرن ۱۱ و ۱۲ هجری اینچنین سروده است:

درس معلم ار بود زمزمه‌ی محبتی – جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

۲) به موازات متمم خوانی کلیپ های صوتی پروژه‌ی موفقیت دکتر شاهین فرهنگ را هم دنبال می‌کنم. طبق صحبت های دکتر فرهنگ عدم تحول و عدم رسیدن به موفقیت چند علت دارد که اولین علت آن تعصب، غرور و لجاجت است و این دقیقا منطبق با همین نکته است که برای یادگیری بایستی توانایی فراموش کردن آموخته های قبلی خودمان را داشته باشیم. ما انسانها عموما نسبت به دانسته های خودمان دچار غرور هستیم و فکر میکنیم که آنچه که ما میگوییم و آنچه که نظر ماست صحیح است. تا زمانیکه این طرز تفکر در درون ماست نمی توانیم مهارت یادگیری را کسب کنیم. دکتر فرهنگ در این باره مثال جالبی زدند که نوشتنش برای شما خالی از لطف نیست:

روزی مردی سوار بر اسب از راهی می گذشت، در میان راه به گودال آب کوچکی رسید که اسب ناگهان متوقف شد، هرچه تلاش کرد اسب را وادار به حرکت کند موفق نشد.
شخصی که شاهد این صحنه بود به سوار گفت:آب را گل آلود کن تا اسب رد شود.

سوار آب را گل آلود کرد و ناگهان دید که اسب رد شد. با تعجب از آن شخص علت را پرسید.

آن شخص گفت:اسب تصویر خود را در آب میدید و حاضر نبود پا روی خودش بگذارد و از روی خودش رد شود و وقتی تو آب را گل آلود کردی تصویرش محو شد و به همین خاطر از گودال آب رد شد.

نتیجه‌ی اخلاقی اینکه ما برای کسب مهارت در یادگیری باید غرور و تکبر خود را کنار بگذاریم و روحیه‌ی شاگردی را در خودمان پرورش دهیم و اینگونه می‌شود که لقمان با مصاحبت با بی‌ادبان به حکمت می‌رسد.

۳) به نظر من اطلاعات دو گونه است:

یا محاسباتی و منطقی و یا استدلالی و فلسفی

در هر دو مورد انتخاب منابع اهمیت دارد

اگر ورودی‌ها از جنس محاسبه و منطق باشد که به راحتی و با اندکی تفکر می‌شود ورودی‌های جدید را جایگزین ورودی‌های قبلی کرد و اطلاعات اشتباه را به فراموشی سپرد مانند این: ۲+۲=۴

اما گاهی ورودی‌ها از جنس فلسفه و یا سیاست هستند و اینجاست که اهمیت انتخاب منابع بیشتر مشخص می‌شود و حساسیت بیشتری پیدا می‌کند. در این موارد به اعتقاد من نباید به راحتی ورودی‌های جدید را جایگزین ورودی‌های قبلی کرد چراکه احتمال خطای ادراکی ما در این مواقع به شدت زیاد خواهد بود و در اینجاست که به اعتقاد من بایستی منابع مختلف موافق و مخالف را بررسی و در پایان با تمرکز و استدلال فراوان تصمیم گرفت که آیا ورودی جدید که متناقض با مفروضات قبلی است را جایگزین نمود یا خیر.