Menu
نویسنده مطلب : علیرضا دورباش

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


با سلام خدمت دوستان یک سری نکات کلی در راستای این درس به خاطرم رسید که عرض کنم
پیش­نویس ۱) هرگز، هرگز خود را به خاطر گذشته سرزنش نکنیم زیرا هیچ تغییری در گذشته نمی­توانیم به وجود آوریم و این سرزنش­ها تنها اعتماد بنفس ­مان  را تخریب می­نماید، بهتر است در پی یادگیری از گذشته باشیم، یکی از مباحث جدیدی که به ما در آموختن از گذشته بدون ایجاد حس سرزنش کمک می­کند مبحث بررسی پس از عمل یا After Action Review (AAR) می­باشد، این مبحث از جنس مباحث مدیریت دانش می­باشد که امروزه مورد توجه ویژه شرکت­های برتر جهانی نظیر  قرار گرفته است. این روش که به فراگیری از گذشته، کمک فراوان می­کند تاکید فراوانی دارد که هرگز به دنبال یافتن فرد یا افراد مقصر نباشید بلکه به دنبال پیدا کردن روندها، فرایندها و مدل­های ذهنی مشکل ساز باشید. این روش بر پایه ۴ پرسش کلیدی پس از اتمام اقدام یا پروژه­ای اجرا می­شود:
–        دستاورد مورد انتظار چه بوده است؟
–        دستاورد حقیقی چه بوده است؟
–        چرا دستاوردهای حاصله با برنامه متفاوت بوده­اند؟
–        چه چیز آموخته شده است؟
پیش­نویس ۲) کاملا با مرحوم علامه جعفری و محمدرضای عزیز! هم­داستانم که هر غم و شکستی بایستی در زندگی، میوه­و ثمره­ای داشته باشد. سعی کنیم دستاورد و حکمت غم­ها و شکست­های­مان را درک کنیم. گاهی نگاه نویی که در موضوع پیدا می­کنیم و یا درس عبرتی که از فرو افتادن­هایمان می­گیریم می­تواند بسیار اثربخش­ تر از دستاورد پیروزی در همان موضوع باشد
پیش­نویس ۳) سعی کنیم خودمان را به درستی بشناسیم هم از منظر روانشناسی و هم مدیریتی از طریق آزمون­هایی نظیر MBTI، DISC و یا ۵ ویژگی بارز شخصیتی که من برای به خاطر سپردن آن را نیز OCEAN نام نهاده­ام یعنی اینکه بدانیم از منظر تعامل با انسان­ها یا محیط باز (Open) برخورد می­کنیم یا بسته و گارد دار، بدانیم که اصول وجدانی (Conscientious) و وظیفه شناسی را به درستی پیروی و اجرا می­نماییم یا خیر. برونگرا (Extravert ) هستیم یا درونگرا، به راحتی با نظرات دیگران موافقت نشان می­دهیم (Agreeable) هستیم یا نظرات دیگران را به نقد و چالش می­کشانیم و بالاخره این که عصبی و تند مزاج (Neurotic) هستیم یا خونسرد.
پیش نویس ۴) فهرستی که ۲۰ خطای شناختی را به تصویر کشیده است را نیز ترجمه نموده ­ام امیدوارم مفید باشد

 ۱-    خطای در دام قلاب افتادن
مردم بیش از حد به اولین بخشی از اطلاعات که می­شنوند تکیه می­کنند. در مذاکره حقوق هر کسی اولین پیشنهاد را بده، دامنه حدودی حقوق را که می­تواند معقول و محتمل به نظر برسد در ذهن افراد به وجود می­آورد
۲-    خطای شناختی در دسترس بودن
مردم به اطلاعاتی که در دسترس آن­ها قرار دارد بیش از حد اهمیت می­دهند. به طور مثال ممکن است فردی بر این بحث اصرار داشته باشد که سیگار کشیدن عادت ناسالمی نیست زیرا یکی را می­شناسد که بیشاز ۱۰۰ سال عمر کرده و روزی ۳ پاکت سیگار می­کشد
۳-    اثر ارابه موسیقی
احتمال این که فردی باوری را بپذیرد بر اساس شمار افرادی که دارای آن باور هستند افزایش می­یابد. این موضوع شکل پررنگی از تفکر جمعی است و دلیل ناکارمد بودن اغلب جلسات می­باشد.
۴-    خطای نقطه کور
عدم آگاهی از این که دارای جهت­گیری­های شناختی هستید خود نوعی خطا به وجود می­آورد. مردم بیشتر متوجه جهت­گیری­های شناختی و اگیزشی در دیگران هستند تا خودشان
۵-    خطای گزینه­های تایید کننده انتخاب
هنگامی که گزینه­ای ا انتخاب می­کنید تمایل دارید راجع به آن حس مثبتی داشته باشید حتی اگر آن گزینه، اشکالاتی نیز داشته باشد. مانند این که ممکن است فکر کنید چه سگ خوب و جالبی را مالک هستید حتی هنگامی که این سگ، گاه گاهی مردم را گاز بگیرد.
۶-    توهم خوشه­ای
این، همان تمایل به دیدن روندها در اتفاقات کاملا تصادفی و بی قاعده، است. این نکته کلیدی در بسیاری از باخت­ها در شرط­بندی­ها است. مانند این که اگر مهره قرمز، چند بار بر روی میزی ظاهر شده باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که بار بعدی هم مهره قرمز ظاهر شود
۷-    خطای تایید طلبی
ما تمایل داریم تنها به اطلاعاتی گوش فرا دهیم که پیش­فرض­های ما را تایید کنند. یکی از دلایل اصلی این که داشتن مکالمه هوشمندانه در خصوص تغییرات آب و هوا بسیار دشوار است
۸-    خطای محافظه­کاری
برای مردم شواهد پیشین بر شواهد نو و اطلاعاتی که به تازگی پدیدار شده است، رجحان دارد. لذا مردم در پذیرش این که زمین کروی مانند است بسیار کند بودند زیرا می­خواستند فهم پیشین خود را مبنی بر تخت بودن زمین حفظ کنند.
۹-    خطای اطلاعات
تمایل به جستجو برای اطلاعات بیشتر، در حالی که اطلاعات جدیدتر اثری بر اجرا نخواهد داشت. اطلاعات فراوان، همیشه بهتر نیست. معمولا با اطلاعات کم­تر مردم می­توانند تخمین دقیق­تری داشته باشند.
۱۰- اثر شترمرغ
تصمیم برای چشم­پوشی از اطلاعات خطرناک و منفی به روش فرو بردن سر خود در شن مانند شترمرغ. پژوهش­ها نشان داده که سرمایه­گذاران در طی شرایط بد بازار، به مراتب کم­تر ارزش دارایی­های خود را چک می­کنند
۱۱- توجه به دستاورد
قضاوت در مورد یک تصمیم بر اساس دستاورد آن به جای اینکه بررسی کنیم آن تصمیم در ان لحظه دقیقا چگونه گرفته شد. صرفا چون شما در یک شرط­بندی برنده شده­اید به این معنا نیست که قمار کردن با پول­تان تصمیم عاقلانه­ای است.
۱۲- اطمینان خاطر بیش از حد
برخی از ما بیش از حد در مورد قابلیت­مان مطمئن هستیم و این سبب می­شود خطرات بزرگ­تری را در زندگی روزانه­مان بپذیریم. حرفه­ای­ها بیش از مردم عادی در معرض این خطا هستند زیرا بیشتر معتقدند که حق با آنهاست
۱۳- اثر دارونما
هنگامی که به سادگی باور می­کنیم چیزی می­تواند اثرات خاص بر ما بگذارد سبب می­شود آن چیز، آن اثرات را بگذارد. در پزشکی اغلب هنگامی که به بیماران قرص­های غیر واقعی داده می­شود معمولا با مصرف این قرص­ها اثر فیزیولوژیکی مشابه آنچه قرص واقعی بر بیماران دارد، مشاهده می­شود
 
۱۴- حامی نوآوری
هنگامی که طرفدار یک فناوری قصد دارد کارایی و تاثیر آن را بیش از اندازه، ارزشگذاری نماید و محدودیت­های آنرا کوچک بشمارد
۱۵- تاَخر
تمایل به دادن وزن بیشتری به اطلاعات اخیر بسیار بیش از داده­های قدیمی­تر. سرمایه­گذاران اغلب فکر می­کنند که بازار همواره آن طور که الان به نظر می­رسد خواهد بود و تصمیمات نابخردانه­ای می­گیرند.
۱۶- نکات بارز
تمایل ما به تمرکز به جنبه­هایی از یک شخصیت یا مفهوم که به سادگی قابل تشخیص باشد. هنگامی که به مردن فکر می­کنید ممکن است بیش­تر به خورده شدن توسط یک شیر بیاندیشید تا کشته شدن در یک تصادف رانندگی، در حالی که دور از جان شما، مرگ در اثر تصادف رانندگی بسیار محتمل­تر است.  
۱۷- ادراک انتخابی
اجازه دهیم انتظارات ما بر نحوه درک ما از جهان تاثیر بگذارد. یک آزمون که شامل مسابقه فوتبال بین دانشجویان دو دانشگاه بود نشان داد که هر تیمی می­بیند که تیم مقابلش تخلف بیشتری انجام می­دهد
۱۸- کلیشه سازی
انتظار داشتن که یک فرد یا یک  گروه قابلیت­های ویژه­ای داشته باشند بدون این که اطلاعات کافی در مورد آن افراد داشته باشبم. این قابلیت به ما کمک می­کند که به سرعت غریبه­ها را به عنوان دوست یا دشمن، شناسایی کنیم اما متاسفانه برخی بیش از حد از این روش استفاده می­کنند.
۱۹- خطای بقاء
اشتباهی که از تمرکز شدید بر نمونه­ های نجات یافته ناشی می­شود و سبب می­شود موقعیت­ها را غلط ارزیابی کنیم. برای مثال ممکن است ما فکر کنیم کارآفرین بودن کار ساده­ای است زیرا ما در باره افراد بسیاری که در این راه شکست خورده­اند نشنیده­ایم.
۲۰- خطای ریسک و خطر صفر
جامعه شناسان دریافته­اند ما عاشق اطمینان هستیم حتی اگر غیر سازنده باشد. حذف کامل خطر به معنای این است که هیچ امکانی برای بروز آسیبی وجود نداشته باشد.
 
اما تصمیمی که قصد دارم به بررسی آن در حال حاضر بپردازم تصمیم به ادامه تحصیل در مقطع دکترا در رشته خودم یعنی مهندسی شیمی-گرایش مهندسی پلیمر بود که حالا که به این تصمیم می­نگرم می­بینم از نوع سیستم دو بوده است زیرا دلایل متعدد برای آن داشتم و به طور مثال حتی روز آزمون دکترای دانشگاه شریف را اصلا به آن جلسه نرفتم اما برای آزمون زبان ورودی دکترای دانشگاه تهران مدت­ها خود را آماده کردم و دلایل متعددی نیز در آن زمان برای تصمیم خود داشتم
اما از لحاظ دامنه ارزیابی به نظرم دچار خطا بودم زیرا اصلا متوجه نبودم ۵ یا ۶ سال آن­ها در بهترین سال­های جوانی­ام چه زمان طولانی و مهمی است و چقدر موقعیت­ها و زمینه­های دیگر فعالیت را با دانشجو شدن از خود سلب می­نمایم
از لحاظ شناختی نیز دچار دو خطای شناختی بودم
-خطای در دسترس بودن: به سبب مرتبط بودن کار و تحصیلات پیشینم با موضع دکترا و همچنین داشتن سابقه نسبتا خوب تحصیلی، قبول شدن در مقطع دکترای دانشگاه تهران برای من شاید ساده­تر از خواندن مطالب جدیدتر و قبولی در آزمون MBA بود و دید چندانی راجع به آن نداشتم لذا همان مهندسی را انتخاب کردم
 
-اثر شتر مرغ: زیرا اصلا به جنبه­های منفی دانشجوی دکترا بودن مانند نداشتن فرصت کافی برای تفریح و علاقمندی­های شخصی­ام، نداشتن فرصت برای گرفتن مرخصی از سر کار و رفتن به مسافرت، زیرا تمام مرخصی­هایم را صرف حضور در کلاس­های دانشگاه می­کردم، عدم امکان حضور پررنگ و موثرتر در محیط کار و ارتقای شغلی به سبب مشغولیت­های دانشجو بودن، عدم توجه و دور ماندن از دیگر مسیرهای رشد و یادگیری