Menu
نویسنده مطلب : سکینه شفیعی نژاد

مطلب مورد بحث:

فقر نوازش و قوانین نادرست در اقتصاد نوازش


سوال ۱- با مرور پروفایل نوازشی خودتان، تا چه حد حدس جیم مک‌کنا برای شما و در مورد شما قابل درک و قابل قبول است؟ خوشحال می‌شویم اگر مشکلی نداشتید، مثال هم بزنید.
با نگاه به پروفایل نوازشی ام، حدس جیم مکنا رو تا حد زیادی قبول دارم. چون برای خودم این مطلب صدق میکنه. بطور مثال: معمولا در ارتباطم با دیگران، دوست دارم حس خوبی به طرف مقابلم  بدم، برای این کار حتی از کوچکترین نکات مثبتی که از اونها می بینم، برای بخشیدن این احساس استفاده می کنم  و همیشه سعی ام اینه که  نسبت به خوبیهای دیگران بی تفاوت نباشم. شایدم با این کار دوست دارم خودم هم مورد نوازش مثبت قرار بگیرم نمی دونم :)
مورد دیگه ای که با حدس جیم مکنا مطابقت داره، اینه که من واقعا دوست ندارم به کسی نوازش منفی بدم، به ندرت هم پیش اومده که این کار رو انجام داده باشم. از اونجایی که خودم آدم حساسی هستم تا حد امکان از این کار خود داری می کنم.
سوال ۲- کدامیک از پنج قانون اقتصاد نوازش، در ذهن شما بیشتر از بقیه حاکم است و رفتار شما را شکل می‌دهد؟ اگر قرار باشد دو مورد از این پنج قانون را به تدریج بشکنید و کمرنگ کنید، کدام دو مورد را در اولویت قرار می‌دهید؟
* حتی وقتی نیاز به نوازش داشتی و کسی آن را به تو داد، آن را نپذیر.
از بچگی به ما می گفتند که آدم های مغرور از خودشون تعریف می کنند، آدمهای بزرگ، افتاده هستند و هیچ موقع از خوبیهاشون نمی گن. هر کسی هم از شما تعریف کرد قبول نکنید.
در اطرافم هم می دیدم که خیلی ها برای این که این نوازش رو قبول نکنند،  جواب می دادند : نه بابا اینطوری هم که شما فکر می کنید نیست –  چشماتون قشنگ می بینه و غیره.
اگرچه چند سالی هست که سعی کردم این قانون نانوشته رو زیر پا بگذارم و تا حد زیادی هم موفق شدم. اما گاهی اوقات ناخودآگاه باز همون رفتار رو تکرار می کنم.
قسمت دوم سوال
* هیچ‌وقت به کسی نشان نده و نگو که نیاز به نوازش داری.
* حتی وقتی نیاز به نوازش داشتی و کسی آن را به تو داد، آن را نپذیر.