Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

استعاره مفهومی و نقش آنها در پرورش تسلط کلامی


“تجارت جنگ است”
این، عنوان یکی از کتاب‌های مورد علاقه من و درباره استراتژی کسب‌وکار است.
فکر می‌کنم عنوان و منظور کلی این کتاب، استعاره مفهومی جالبی را در خود دارد:
* در تجارت، همیشه رقیبی هست که دوست دارد تو نباشی و از راه‌های مختلف قصد دارد سهم بازار تو را تصاحب کند .. در جنگ هم دشمن دائما در فکر نابودی توست.
* در جنگ دشمن گاهی ممکن است رو در رو و مستقیما به تو حمله کند .. در تجارت هم گاهی ممکن است رقیبت دقیقا دست روی بازار مهم و استراتژیک تو بگذارد و بخواهد به‌شیوه‎های مختلف آن را از چنگت بیرون کند.
* گاهی در جنگ یکی از طرفین تاکتیک‌های نبرد چریکی را اتخاذ می‌کند (معمولا طرف کوچک‌تر) .. در تجارت و نبرد بازار هم گاهی شرکت‌های کوچکتر با یک نوآوری یا خلاقیتی بدیع، قسمتی از بازار را به تسخیر خود در می‌آوردند.
این لیست را می‌توان همچنان ادامه داد. مثلا اینکه در جنگ با اسلحه و جنگ بازار، یک استراتژی می‌تواند دفاع باشد و گاهی با هدف تحلیل رفتن قوای نظامی یا کم شدن توان مالی رقیب (یا اهداف دیگر)، این استراتژی پیاده گردد. یا اینکه در هر دو جنگ و تجارت، تقریبا بدون استثناء، طرف قوی‌تر پیروزِ داستان است …
پی‌نوشت۱. شباهت‌های بالا را از کتاب تجارت جنگ است یادم مانده بود که اینجا نوشتم. نمی‌دانم چرا سال‌ها به این کتاب اجازه تجدید چاپ با نام اصلی را ندادند، هر چند گویا اخیرا نشر سیته آن را با نام “جنگ بازاریابی” تجدید چاپ نموده است.
پی‌نوشت۲. درباره تشبیه و استعاره، مواردی به ذهنم رسید که چون از صحت آنها مطمئن نبودم، برای حفظ دقت علمی در محیط متمم، آن‌ها را اینجا نوشتم.