Menu
نویسنده مطلب : بهنوش حسینی

مطلب مورد بحث:

هشت خرده مهارت برای تصمیم گیری بهتر و حل مسئله


درهر مرحله از زندگیم که باید تصمیم گیری انجام می دادم خوب که دقت میکنم می بینم در problem ,objective مشکل اصلی را داشته ام . اما شدیدا risk tolerance  بالایی دارم.

مثلا زمانیکه تصمیم گرفتم به درخواست همسرم از شرکتی که سالیان سال زحمت کشیدم و کاشتم و تازه موقع برداشت بود اومدم بیرون، یک تصمیم احساسی بدون در نظرگرفتن نتایج و عواقبش ،البته این درخواستش برای این بود که فکر میکرد شرکت زیادی از من کار می کشه و درعوضش آورده ای برای من نداره و من فقط از روی تعصب و علاقه است که دارم اونجا کار میکنم ، در حالیکه مشکل اصلا شرکت نبود ، مشکل درست نه از طرف ایشان و نه من تشخیص داده نشده بود.

بعد از جدایی هم خودمو خیلی درگیر خاطرات و عرق و غیره کردم طوریکه کارهای دیگه رو نمی دیدیم و نمی پذیرفتم ( دوست داشتم برگردم و فکر میکردم جایگاهم محفوظه ) دو سه فرصت مناسب کاری با حقوق مورد تمایلم هم پیدا شد که حالا که نگاه میکنم می بینم اگه رفته بودم الان خیلی پیشرفت کرده بودم و نه به اونها نه به آینده ی بهتر خودم بوده ،بدون توجه به نتایج کار برگشتم به کار قبلی و این بار شکست خوردم اینجا هم در objective مشکل داشتم و هم در بررسی دقیق alternative , consequences ,tradeoffs در هر صورت همه اون خطاها در تصمیم گیری، منجر به جدایی دوباره من از مجموعه شد ( اما این بار تصمیم درستی گرفتم )!