Menu
نویسنده مطلب : سامان عزیزی

مطلب مورد بحث:

عبید زاکانی و رساله تعریفات (رساله ده فصل)


متمم جان، با خوندن قسمت اول  “توضیح اینکه” ی آخر متن ،یاد داستان مکررِ “فیل صورتی” افتادم:)

بعضی از این تعبیر ها چقدر جالب بودن. مثل دارالتعطیل که همه ما از اونجا میایم و روزی گذرمون به اونجا افتاده. (البته احتمال میدم انتخاب این واژه از رساله عبید، به انتخاب محمد رضا بوده باشه)

منم به تقلید از عبید و با اجازه ش میخوام دو واژه اضافه کنم:

ال اسمارت فون! : القاتل التوجه فی کل امور

المنتقد: آنکه نداند و بگوید و نتواند و نکند

پی نوشت:یکی از طنزپردازن معاصر هم به تقلید از عبید زاکانی، برخی تعاریف برای واژگان سیاسی انجام داده که خوندن بعضی از اونها خالی از لطف نیست.البته اینجا نه میتونم اسمشو بگم و نه لینکشو بزارم ولی میتونم یک راهنمایی کوچیک بکنم و اون اینکه اگر یکی از واژگانی که از عبید نقل شد رو گوگل کنید بهش میرسید(راهنمایی بیشتر:از واژگان اواخر لیست!)