Menu
نویسنده مطلب : نیما ظهیریان

مطلب مورد بحث:

درباره تناسب شاخه و ریشه


 ((هروقت خودت را گم کردی، یا چیزی را که به اندازه خودت دوست داری گم کردی وازدست دادی،لحظه ای به درختان فکر کن. ))
و چه زیبا مثالی است درخت برای خود شناسی و آموختن چگونگی رشد و تعالی ما انسان ها .
اصولا بسیاری از مفاهیم و آموزه های متعالی ادب فارسی با مثالی از درختان برایمان قابل فهم و به خاطر سپردنی میشود . اگر بخواهم نگاهی به جایگاه و نقش درخت در امثال و حکم و اشعار فارسی داشته باشم دراین مقال امکان و حوصله آن وجود ندارد و خود سخن دیگری است که جای مناسب دیگری را می طلبد . لیکن این گم شدن و فکر کردن به درخت و ریشه و شاخه برای پیدا شدن ، یکی از ضرب المثل های معروف را به یادم آورد که  ذکر آن را در ذیل این پاراگراف زیبای متمم بی مناسبت ندیدم.وآن این ضرب المثل است که : درخت هر چه پربارترمی شود ، سربه زیر و خمیده تر می شود . به نظر من بعضی وقتها مشکل ما نه از ریشه است و نه از شاخه که از میوه ها می باشد ، برخی از ما هر چقدر هم که میوه بیاوریم سرخمیده نمی کنیم تا رهگذران و آیندگان و روندگان را از نعمت آن بهره مند سازیم تا منتفع شوند واز وجود ما خوشحالی و شادی به آنها سرایت نماید ، بلکه با عرض پوزش از درختانی چون موز و خرما و نارگیل، مانند آنها می شویم که افزایش بار و ثمر و میوه هیچ تغییر مشهودی در وضعیت فیزیکی ما و تمایلمان به خمیدگی ایجاد نمی کند و هرکس هم که قصد انتفاع از میوه ما را داشته باشد، می بایست رنج و خطر بالا رفتن از ارتفاع را به جان شیرین خویش بخرد و با رشادت از درخت بالا برود تا به میوه دست پیدا کند که پایین آمدن هم خود داستان دیگری است که مقصود نظرم نمی باشد .
القصه که گاهی همین میوه باعث آن گم شدن و گم کردن داشته هایمان می شود ومارا از خودمان دور میکند و صد البته این گفته های من هیچ ربطی به جناب درخت سرو ندارد چون که به قول حضرت حافظ شیرازی
                      زیر بارند درختان که تعلق دارند .. ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

سربلند و سر افراز چون درخت سرو و مستحکم و با صلابت چون درخت چنار و زندگی بخش و علم آفرین چون درخت سیب باشید .