Menu
نویسنده مطلب : حسین قربانی

مطلب مورد بحث:

مزایا و معایب کار کردن برای شرکتهای بزرگ


کار کردن در شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ و کوچک، هرکدام مزایا و معایب خاص خود را دارد.
شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ، عموما رویه‌های کاری، اصول و خط مشی‌های مشخصی دارند و شرح کار نیرو در سازمان تا حدودی مشخص و تعریف شده است.
در این میان شاید کوتاهی و کم‌کاری چند نفر از افراد شرکت هم دیده نشود و در عملکرد کلی سازمان مشخص نباشد. از طرفی در صورت عملکرد قابل قبول اکثریت اعضای سازمان، همه افراد از مزایای آن برخوردار خواهند شد و در غیر اینصورت باز هم همگان در مشکلات پیش آمده و تبعات آن سهیم خواهند بود.
اگر کسی حواسش به تخصص و یادگیری دائمی خودش نباشد، بعد از مدتی هویت خود را وابسته به هویت سازمان خواهد دید و در صورت جدایی از سازمان احساس خواهد کرد با فردی بی‌سواد و بی‌اعتبار طرف هست که دیگران بدون نام سازمان هیچ ارزشی برایش قائل نیستند.
برای پرهیز از چنین مشکلی، لازم هست که فرد یک هویت مستقل از سازمان برای خود تعیین کند و اعتبار و جایگاه خود را به اعتبار و جایگاه سازمان وابسته نکند. از طرفی مدام عملکرد شخصی‌اش را تحت پایش قرار داده و از یادگیری دائمی حتی به خواست و هزینه شخصی غافل نشود.
من خودم در یک سازمان نسبتا بزرگ مشغول به کار هستم. افراد زیادی را از همکارانم سراغ دارم که در لباس سازمان و در قالب شخصیت حقوقی خودشان، اعتماد به نفس بالا و احساس بسیار خوبی دارند ولی به محض اینکه از این شخصیت و از این قالب خارج می‌شوند، به فردی بدون اعتماد به نفس و عزت نفس تبدیل می‌شوند و برای جلوگیری از بروز چنین احساسی همیشه وابسته به سازمان هستند و برای جدا نشدن از آن حاضرند دست به هر کاری بزنند.
افراد بسیاری را می‌شناسم که از صف نانوایی گرفته تا ورودی هتل در مسافرت‌های شخصی، قبل از اسم خودشان، اسم سازمان محل خدمتشان را معرفی می‌کنند و در درون خود احساس می‌کنند که هویتشان بدون اسم سازمان هیچ ارزش و جایگاهی ندارد.
اینان همان افرادی هستند که سوار بر قطار شده‌اند و یک عمر به اشتباه فکر می‌کرده‌اند که خودشان با چنین سرعتی در حال حرکت هستند و اکنون که موقع پیاده شدن هست، متوجه شده‌اند حتی توان پیاده شدن از قطار را هم ندارند، چه برسد به اینکه بخواهند با سرعتی بالا حرکت کنند.
افرادی هم هستند که بی‌توجه به سرعت حرکت قطار، همواره حواسشان به سرعت و جایگاه خودشان در جامعه هست و سعی می‌کنند از هر لحاظ کمترین وابستگی را به سازمان داشته باشند.
اینان هر لحظه آمادگی پیاده شدن از قطار و حرکت با سرعت فردی را دارند و به خوبی به جایگاهی که در آن قرار دارند، آشنا هستند و اتفاقا مشکلی هم با آن ندارند.
از طرفی سازمان‌های کوچک علیرغم اینکه معایبی نسبت به سازمان‌های بزرگ دارند ولی عموما باعث تقویت توانمندی‌های شخصی و شکل‌گیری هویت فردی کارکنانشان می‌شوند و اعضای خود را نسبت به سازمان‌های بزرگ مستقل‌تر بار می‌آورند.