Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

بهترین پایه برای دوستی


دکارت فلسفه ای داره بنام dualism یا دوگانگی و به این مطلب می پردازه که گاهی بدن و ذهن هماهنگ با هم عمل کرده و گاهی به رقابت با هم می پردازند و نتیجه این هماهنگی یا چالش و رقابت درونی، رفتار آدمی را پدید می آورند، در مقابل این نظریه، طرفداران رویکرد هولیستیک holistic معتقدند باید کلی نگاه کرد و نیمی از رفتارها را به ذهن و نیمی را به بدن نسبت نداد. لذا، اگر دیدگاه ما به هرکدام از این دو نظریه نزدیک باشه یا حتی به نظریه هایی که در رفتارشناسی به منابع متفاوت تری اشاره می کنند معتقد باشیم، دیدگاه ما در انتخاب شاخص ادبیات بعنوان ماده و جنس موادی که به عنوان مشترکات گزینش می شوند، فرق خواهد کرد چه بسا در فکر یک ماتریالیست، منافع مادی و در نگاه یک فرد مذهبی رستگاری جلوه مهمتری جهت برخوردارى از امتیاز مشترکات در یک رابطه دوستانت داشته باشه.
من ادبیات را در این جمله به نحوه إبراز احساس در چهارچوب عقل نظری و تا حدودی عملی تفسیر می کنم. از طرفی داشتن اشتراک را هم بخشی قابل توجه می دونم که هم بشکلی کلی و هم به صورتی جزئی در جای خودشون حائز اهمیت هستند. دوگانگیِ منابع اشتراکی و نامشترکاتی که محرک تفکر بیشتر و تعمق در شناخت بهتر افراد می شوند هم در جای خود مهم هستند چرا که رقابتهایی را در هر دو نفری که دوست هستند، برمی انگیزاند و همین چالش های درونی و بیرونی ولو در ساختن نامشترکات، با هدف منظور نگهداشتنِ فرد مورد نظر به عنوان انگیزاننده ی این چالش نوعی وابستگى عاطفی و نیاز درونی و عقلائی به کسب نوعی گرما در زندگی منجر خواهد شد.
اغلب اوقات دوست را اختصاصا به فردی دارای خصوصیات و خصائص شاخص و بسیار تایید شده به عنوان دوست صمیمی مرجوع میکنیم و وقتی به جزییات إحساسی توجه داریم و خرد ما به تداوم رابطه با وی حکم می نماید وی را دوست نزدیک و intimate می دانیم و از طرفی دوست عادی را کلی تر ارزیابی کرده و هولیستیک نگری مدل و سلیقه در ادبیات و زبان ارتباط عاطفی را در مورد وی مکفی و إقناع کننده تر می شماریم.
ادبیات که مفرّی هنرمندانه در إبراز مکنونات روح و قلب آدمی است، نماد زبانی است که ارتباط را به مود افراد پیوند می دهد پس می تواند پیش شرطی نانوشته در قانون مغناطیسیِ دوستی باشد چرا که دوستی رابطه ای است که عواطف انسانی در آن ، نیاز به برخوردارى از تکیه گاهی هنرمندانه و همدلیِ دو روح در دو جسم است و هر کدام از این دو یا چند نفر دوست، دارای نیازمندی هایی نسبت به اثرات تکمیل کننده بر هم بوده و همسویی در راستای اشتراکات رفتاری هم را نیز قائل هستند و مهم در طرح زیبایی روابط قلمداد می کنند.