Menu
نویسنده مطلب : بهروز مطیع

مطلب مورد بحث:

مدل کوه یخ در تفکر سیستمی | آیا به تفاوت رویداد و روند توجه دارید؟


اجازه می خوام اول دو تا از مواردی که دکتر مشایخی در مورد روندها مثال میزنند اینجا بازگو کنم

– اگه قورباغه را بندازیم توی یه ظرف آب آرام آرام حرارتش بدیم عکس العمل نشون نمیده چون به تدریج و یواش یواش داره درجه حرارت آب زیاد میشه ولی یه دفعه همینجور که داره درجه حرارتش زیاد میشه پخته میشه ، یعنی بی حس میشه و نمیتونه عکس العملی نشون بده . در صورتی که اگر یه دفعه  بندازیم اش توی آب داغ ، دست و پا میزنه و میخواد بپره بالا خودش را نجات بده

– توی یه شرکت صنعتی ممکنه افت کیفیت به تدریج اتفاق می افته ، هر دفعه که یه کمی کیفیت افت میکنه توجیه اش می کنند ، به کیفیت کم عادت می کنند . یه وقت می بینند دیگه انقدر محصولشون از کیفیت افتاده که باید شرکت را جمع کنند.

تجربه شخصی :

در یه مقطعی هزینه های زندگی ام از درامدم بیشتر بود(یعنی این ذهنیت اشتباه در من وجود داشت که نیازها و مخارج من روی یک استاندارد خاصی  از زندگی تنظیم شده که اصلا کمتر از اون استاندارد نمیشه زندگی کرد !)  و عملا بخشی از زندگی ام با قرض گرفتن و وام گرفتن از این بانک و اون بانک می گذشت . این روند انقدر ادامه پیدا می کرد که  مجبور میشدم هر دفعه یکی از دارایی هایم را بفروشم و  تعهدات و بدهی هایی که در طول زمان ایجاد کرده بودم  را پرداخت کنم . از بیرون اینجوری دیده می شد که بهروز هر سال یکی از دارایی هایش را می فروشد (رویداد) ولی اصل قضیه فشار مالی جمع شده ای بود که در یک “روند” آرام افزایشی منجر به اون ” رویداد ” میشد . و من مثل یک ” زودپز” بودم که انقدر فشار داخلی ام بالا رفته بود که مجبور بودم ” سوپاپ” را بردارم و نفس راحتی بکشم :)