Menu
نویسنده مطلب : محسن زنگویی

مطلب مورد بحث:

افزایش عزت نفس و هنر بازخورد گرفتن درست


قبل‌ترها چندان به بازخورد گرفتن بیرونی توجه نمی‌کردم. این توجه نکردن نه از آگاهی بلکه به دلیل خجالت کشیدن و ترس از بازخوردهای منفی بوده است. به همین دلیل بسیاری از اوقات خودم نتیجه‌ی اقداماتم را تحلیل می‌کردم. اما در این تحلیل کردن‌ها نیز نتیجه‌ی اقداماتم را با نتیجه‌ی اقدامات مشابه دیگران مقایسه می‌کرده‌ام. به این ترتیب با اینکه با دیگران صحبت نمی‌کردم، اما در درونم دیگران را بر کرسی قاضی می‌نشاندم.

اما به مرور رفتارم را در بازخوردگیری بهبود بخشیده‌ام و اکنون بازخوردهای بیرونی را تنها از کسانی طلب می‌کنم که می‌دانم در زمینه‌ی مورد نظر من کیفیت کار یا رفتارشان بهتر از من است. در صحبت با این افراد نیز به شیوه‌ی تحلیل‌شان توجه می‌کنم. اینکه آیا صرفاً دارند نظرشان را بیان می‌کنند یا پس از یادآوری آنچه که من انجام داده‌ام، سعی می‌کنند تحلیل کنند. اینکه فردی صرفاً بگوید خوب/بد بود را جدی نمی‌گیرم؛ در نظر من بهتر است بگوید به خاطر چنان رفتاری/کاری که انجام دادی، خوب شد/بد شد. جز این افراد، افرادی نیز هستند که بدون درخواست من در مورد اقدامی بهم بازخورد می‌دهند یا نکاتی را گوشزد می‌کنند. من در مواجهه با این افراد بیش از سایرین به شیوه‌ی تحلیل‌شان توجه می‌کنم.

معتقدم بازخوردگیری بیرونی می‌تواند بازخوردگیری درونی را کالیبره کند. منظورم این است که می‌توانیم بفهمیم سرعت حرکتمان در مسیر مورد نظرمان کند است یا مناسب است یا تند است؟ رفتارمان اخلاقی بوده است یا خیر؟ برابری را رعایت کرده‌ایم یا خیر؟
کالیبره کردن بازخوردگیری درونی از طریق بازخوردگیری بیرونی در نهایت باید به تعیین مجدد سلسله مراتب ارزش‌هایمان منتهی شود. چرا که اگر چنین نشود مجدداً رفتاری را خواهیم داشت که پیش از این داشته‌ایم.
به این ترتیب نه تنها به بازخوردهای همه‌ی اطرافیانم وزن یکسانی نمی‌دهم، بلکه به بازخوردهای یک نفر در تمامی حوزه‌ها نیز وزن یکسانی نمی‌دهم.

پی‌نوشت: در نظر من بازخوردگیری بیرونی الزاماً حاصل صحبت کردن با دیگران نیست. بلکه می‌تواند از طریق ثبت و ضبط شدن نتیجه‌ی رفتار یا کار دیگران در ذهن ما به عنوانی بنچ‌مارکی برای سنجش نتیجه‌ی اقدامات خودمان نیز حاصل شود.