Menu
نویسنده مطلب : طاهره خباری

مطلب مورد بحث:

تفاوت استرس و اضطراب و ترس چیست؟


به این نتیجه رسیدم که رخ دادن خیلی از وقایع از دست من خارجه و فکر کردن مدام به اونها جز ناتوان کردنم چه از نظر روحی و روانی و چه از نظر جسمی فایده ای برایم نداره. به نظرم اضطرات تا یه حدی خوبه و اگر بخواد طولانی مدت بشه کنترل اوضاع زندگی رو از دستانم خارج می کنه.

کارهایی که تا به حال برای رهایی از اضطراب انجام دادم:

+ نوشتن اوضاع احوالم در شرایط اضطراب و جستجو برای پیدا کردن دلایل (هر چند که الان توی متن خوندم که اضطراب دلیل مشخصی نداره) و یافتن راه حل. تا کنون برای من این گونه بوده که نوشتن باعث شده احساس سبکی در ذهنم داشته باشم و از فشار ذهنی مساله ای که موجب اضطرابم شده رهایی پیدا کنم.

+ در چنین مواقعی سعی می کنم خودم رو مشغول کارهای فکری دیگری مثل خوندن کتاب کنم تا مرکز تمرکزم رو از منشا اضطراب تغییر بدم.

+ پیاده روی در کنار رودخانه محل زندگیم هم خیلی تو این زمینه بهم کمک کرده. کلا قدم زدن در اون فضا همیشه به من آرامش داده.

+ صحبت کردن با دوستان صمیمی درباره اضطراب هایی که داشتن خیلی برام کمک کننده بوده.

+  توکل کردن به خدا، راز و نیاز با او و سپردن آینده به دست خداوند.

پی نوشت: در این سایت مطالب خوبی درباره اضطراب + یک داستان جالب گفته شده.