Menu
نویسنده مطلب : علی قربان‌پور

مطلب مورد بحث:

انگیزه های درونی و انگیزه های بیرونی


نمیشه برای همه ی هفته ها یه نسخه پیچید. در یک هفته عادی که وقتم آزاد باشه تا ۲۰ ساعت از وقتم رو با کارهایی می گذرونم که انگیزه ی درونی دارم براشون؛ بدون به شمار آوردن خواب. من گاهی برای گریز از کار هایی که حوصله شون رو ندارم و انگیزه ام افت کرده براشون می خوابم. اره، نمی خوام از تابوتم بیام بیرون … اما گاهی هم خواب از خستگیه و خوابی که پشت یه عالمه کار باشه خیلی میچسبه و انگیزاننده ش درونی درونیه.

نخستین کاری که به ذهنم رسید رفتن به کلاس فرانسه بود. من نه می خوام مهاجرت کنم و نه هیچ چیز دیگه، برای دل خودم، دقیقا یعنی داشتن انگیزه درونی. مطالعه کتاب و یک سری از جست وجو های گوگلی هم انگیزه ی درونی دارن. این یکی دو ماه گذشته کشش زیادی به پیاده روی پیدا کردم. این هم یک نمونه است. گوش دادن به موسیقی رو هم می تونم نام ببرم.