Menu
نویسنده مطلب : مهرداد عباسی

مطلب مورد بحث:

دوستی با حیوانات | کتاب زندگی خوب مارک ورنون (۳۰ گام فلسفی)


واقعا خوشحالم که محتوایی هر چند کم در متمم درباره حیوانات تولید می شه
این حرف که نگاه سگ‌ها به ما از پایین به بالاست و نگاه گربه‌ها از بالا به پایین فکر می کنم تا حدی درست باشه.
 
اگر بخواهیم طبقه بندی دیگه ای داشته باشیم : گربه ها حیواناتی درون گرا و سگ ها حیواناتی برون گرا محسوب می شوند.
گربه ها میتونن تمام روز رو به تنهایی در یک آپارتمان کوچیک باشند و بعد از ظهر که صاحبشون از سر کار بر می گرده مدتی رو با هم بازی کنن و دوباره برن بخوابن ( گربه ها روزی حداقل ۱۶ ساعت می خوابن!)  ولی سگ ها چنین روحیه ای ندارند. سگ ها نیاز به توجه و گردش در پارک بیشتری دارند وگرنه افسرده و مریض می شوند.
 
 
طبقه بندی دیگه ای که وجود داره اینه که میگه انسان ها Cat People و Dog People هستن )یا به بیان دیگر Cat Person و Dog Person)
 به بیان غیر دقیق آدمای درون گرا و متفکر معمولا علاقه بیشتری به گربه ها و افراد برون گرا علاقه بیشتری به سگ ها دارن .( البته افرادی زیادی هم هستند که به هر دو علاقه دارند و افرادی هم هستند که کلا از حیوانات بدشون میاد!)
 
تحقیقی که دانشگاه برکلی در این مورد انجام داده رو در این لینک میتونید بخونید.

 
گربه ها موجوداتی به ذات مستقل اند و انعطاف پذیری فوق العاده ای دارند. از دستشویی کردنشون که کاملا آن را می پوشونند تا تمیز کردن خودشون . انعطاف پذیری بدنی و انعطاف پذیری برای زنده ماندن.حتی مرگ طبیعی زیبایی هم دارند…
 
خیلی دوست دارم از عبارت “گربه صفت” با چنین بار معنایی منفی ای  کمتر استفاده بشه چون واقعا رفتار گربه ها بد و غیر اخلاقی نیست بلکه منطقی و مانند اکثر انسان هاست .(درسته که سگ ها باوفا هستند ولی آیا رفتار وفادار گونه سگ با هر انسانی که کوچکترین غذایی به او داده منطقی است؟ (ممکن است یک فرد با نیت شوم به او یک بار غذا دهد)
 
فکر می کنم در دوره فعلی که تنش ها و تعارضات در هر بعدی زیاد شده حیوانات خانگی(گربه، سگ، پرندگان، ماهی ها و…) می تونند کمک های عاطفی مناسبی به انسان ها کنند.

و در آخر امیدوارم با تصویب قوانین منع حیوان آزاری، سگ ها و گربه های بی پناه(و به بیانی بی نژاد و ولگرد) کمی زندگی بهتری داشته باشند و در حد خودمون تلاش کنیم روز به روز فرهنگ حیوان دوستی بهبود پیدا کنه