Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

چهار روش برای آغاز متن یا شروع سخنرانی


در رابطه با این تمرین، داشتم به یکی از نوشته‌های محمدرضا شعبانعلی فکر می‌کردم:
تلخی آخرین تصویر

به نظرم، او در این نوشته  «سبک تلویحی و با تأخیر» را برای شروع حرف‌های خود انتخاب کرده است.

(به نظر من اگر در بسیاری از نوشته‌های او دقت کنیم، موارد زیادی بوده و هست که او از همین سبک «تلویحی و با تأخیر» برای شروع حرفهایش استفاده کرده و می‌کند)

او در این نوشته در ابتدای صحبتش، صریحاً نمی‌گوید که می‌خواهد از چه چیزی حرف بزند.

ابتدا حرف‌هایش را با اشاره‌ای به شریعتی و خودش در زمان گذشته – به عنوان نمونه‌ای از کسانی یا بزرگانی که ما به عنوان مردم، دوست‌شان داریم یا برایشان احترام خاصی قائل هستیم – شروع می‌کند.

در ادامه، خواننده را با خود همراه می‌کند و در میانه‌ی نوشته‌اش، خواننده را در خصوص آخرین تصویرِ به جا مانده از بزرگان به فکر وا می‌دارد؛

و سپس آرام آرام در انتهای نوشته‌اش -در ارتباط با حرفهایی که پیشتر، با آنها ذهن خواننده را آماده کرده بود، او را متوجه یک موضوع مهم می‌کند. اینکه:

“ما عنوان یک مسئولیت فردی در قبال آن‌ها که دوست‌شان داریم ، شایسته است به حق‌شان برای داشتن تصویری مناسب و مطلوب احترام بگذاریم و تا حد امکان، در این راستا بکوشیم.”

و در نهایت، در پایان نوشته است که هدف و مقصود نهایی او از نوشته‌اش را به روشنی در می‌یابیم:

“این حرف‌ها و دردِ دل‌های پراکنده را نه برای ارشمیدس نوشتم و نه نیچه. نه محب اهری و نه شریعتی و نه هیچ کس دیگر از گذشتگانِ در گذشته.
“برای بعضی از بزرگان‌مان نوشتم که هنوز در «قیدِ» حیات هستند و گاه، شوقِ فخر فروختن با عکس‌های سلفی یا وسوسه‌ی اعتبار خریدن با نشستن در کنارشان، باعث می‌شود که از اهمیت حفظ تصویر مطلوب آن‌ها غافل شویم.”