Menu
نویسنده مطلب : طاهره خباری

مطلب مورد بحث:

کتاب شهریار ماکیاولی از نگاهی دیگر


قسمت اول: با خوندن این مطلب درباره ماکیاولی یاد رمان “دموکراسی یا دموقراضه” سید مهدی شجاعی افتادم. در این رمان داستان ۲۵ برادر رو تعریف می کنه که بعد از مرگ پادشاه (پدر) باید از طریق انتخابات به مدت ۲ سال بر مردم حکومت کنند. برادر ۲۵ام که “دمو کافیه” و یا به تعبیر مردم “دموقراضه” آخرین پادشاهی که به تخت سلطنت می نشیند. در سرتاسر رمان از این پادشاه جملاتی نقل می شه که به نظرم تداعی کننده افکار ماکیاولیستی هست و قرابت هایی با این مفهوم داره. به طور مثال در هر بخش اصولی را بدین شکل بیان می کند:

– کسی که بیشتر می بیند، بیشتر می دزدد. ندیدن هنر است نه دیدن.

– دزدی کار زشتی است، مگر برای اهداف متعالی

– ویرانی مقدمه آبادی است. هرکس بیشتر خراب می کند، بهتر می سازد. یا کسی که توان ساخت دارد که جرات خراب کردن داشته باشد.

– دشمن چیز مفیدی است، اگر کم آوردید خودتان درست کنید. دشمن یعنی که شما می توانید همه ضعفها و کم کاری هایتان را بر گردن او بیاندازید و اگر کاری کردید با وجود او مهم جلوه اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه دهید.

– مردم در صورتی به شما احترام می گذارند یا از شما فرمان می برند که محتاجتان باشند.

– دروغی که با شهامت و قاطعیت و اعتماد به نفس گفته شود، از هر راستی قابل قبول تر و باورپذیرتر است.

در بخش ۳۳ کتاب در باب شهریار هم این مطلب به شکل دیگری بیان شده «عزیزم به من دروغ بگو!»: «فریب دادن مردم معمولا از آنچه فکر می کنید ساده تر است، البته به شرطی که آنها هم دلشان بخواهد فریب بخورند.»

قسمت دوم: “فرانسیس بیکن” از نیکولو ماکیاولی، این‌چنین یاد میکند: «ما به کسانی همچون ماکیاولی مدیونیم، که جهان سیاست و رهبران آن را آن‌طوری که هست به ما نشان می‌دهند، نه آن‌طوری‌که باید باشد.»

در این سایت می تونید کتاب شهریار نیکولو ماکیاولی را با ترجمه فارسی (داریوش آشوری) و انگلیسی و نسخه اصلی ایتالیایی دانلود کنید.