Menu
نویسنده مطلب : هومن کلبادی

مطلب مورد بحث:

عامل خوش شانسی چیست؟ چرا من بدشانس هستم؟


با سلام به دوستان و به طور خاص خانم زهرۀ محترم

از خوندن کامنتتون بسیار لذت بردم ؛ به خصوص نکتۀ بسیار ظریفی که در انتهای کامنتتون نوشتید اینکه «راستش الان که اینها را نوشتم باعث شد که به شانس و فرصت زندگی که بهم داده شده بیشتر توجه کنم .فکرش رو نمیکردم نوشتن اینقدر میتونه موثر باشه.» . منم فکر می کنم خیلی اوقات ، نوشتن و بیان نظراتمون ، می تونه به شدت کارگشا باشه و این فرصت رو بهمون میده تا بتونیم مسائل رو ، کاملتر و جامع تر و سیستمیک تر بررسی کنیم و از زوایای مختلف ، به اون موضوع خاص توجه کنیم . یادم هست در فایل صوتیِ «حل مسئله» ، آقای شعبانعلی مثالی رو مطرح کردن از دوستی که برای ایشون پیامکی ارسال کرده بود و از ایشون دربارۀ مطلبی ، سوالی پرسیده بود ؛ آقای شعبانعلی به دلیل فشردگی برنامه ها و ضیق وقت از ایشون خواسته بودن که قدری بیشتر و در ۳۰۰ کلمه ، مسئلشون رو مطرح کنن . فرد مورد بحث ، مجدداً درخواستش رو در ۳۰۰ کلمه نوشته بود و ارسال کرده بود و اینبار هم آقای شعبانعلی به دلیل ضیق وقت ، ازش خوساته بودن که یکبار دیگه و در ۵۰۰ کلمه ، همون مسئله رو بیان کنه . اون فرد هم همین کار رو کرده بود و دوباره همون مسئله رو در ۵۰۰ کلمه بیان کرده و ارسال کرده بود اما فرضاِ پاسخگویی برای آقای شعبانعلی فراهم نشد و بعد از مدتی اون فرد پیامی تشکر آمیز ارسال کرده بود ! آقای شعبانعلی در ابتدا فکر کرده بودن که اون فرد به دلیلِ اینکه پاسخی دریافت نکرده بود ، داره به کنایه ، گله می کنه اما همون فرد در ادامه بیان می کنه که « زمانی که همون مسئله رو یکبار در ۳۰۰ کلمه و دوباره در ۵۰۰ کلمه برای شما نوشتم ، عملاً خودم به راه حلی مناسب دست پیدا کردم و از همین کار ، درس گرفتم که در مواجهه با مسائل ، اونها رو با جزئیاتِ بیشتر و کاملتر برای خودم بنویسم تا بتونم به راه حل مناسبی از دلِ همون نوشتن ، دست پیدا کنم » . 

خودِ من هم بارها و بارها این تجربه رو داشتم و شاید بهتره اعتراف کنم که یک دلیلِ اصلی برای اینکه سعی می کنم در اکثر بحث ها در متمم شرکت کنم ، همین علاقه به یادگیری از طریقِ مشارکت و نوشتنِ کامنت هست و فکر می کنم این روش ، بسیار زیاد می تونه به ما در یادگیریِ بهتر و نهادینه شدنِ مفاهیم در ذهنمون ، یاری برسونه دوست من