Menu
نویسنده مطلب : سامان عزیزی

مطلب مورد بحث:

توصیه هایی برای جلسه فروش حضوری


 

تمرین اول:

مورد یک:  ما توی شرکت سعی میکنیم تا جایی که ممکنه تمام اطلاعات مرتبط و غیر مرتبط مشتری رو در سیستم ثبت کنیم و از همکاران خواستیم که قبل از تماس با هر مشتری حتماً مروری روی اطلاعات داشته باشن. مثلاً یکی از مشتری ها یکبار در مورد پسرش صحبتی کرده بود( که دچار ضعف عمومی است و بجز تغذیه میخواد ورزش های خاصی رو هم انجام بده) که بچه ها ثبت کرده بودن. در تماس بعدی(حدود یکماه بعد) بجز احوالپرسی از وضعیت پسرش، راهکاری هم برای  جبران ضعف عمومی ،که در موردش پرس و جو کرده بودن رو به مشتری گفتن که باعث کیفور شدن ایشون شد!

مورد دوم:  یکبار یک پزشک که قصد خرید محصولات رو داشت با یکی از همکاران تماس گرفته بود و یکسری اطلاعات تخصصی(ترکیبات کامل محصول و مکانیزم اثر و …) ازشون خواسته بود. توی زمینه کاری ما اینگونه اطلاعات رو تولیدکنندگان معمولاً(نه همیشه) فاش نمیکنن-که در مورد این محصول خاص هم همینطور بود- هیچی دیگه  آقای دکتر بعد از کمی عصبانیت و … گوشی رو قطع کرده بودن !

مورد سوم:  معمولاً وقتی این نوارهای ضبط شده باهام تماس میگیرن توی معذوریت قرار میگیرم و دلم نمیاد درس زندگی بهشون بدم! ولی یکبار یکیشون زنگ زد که یک محصول تصفیه کننده هوای اتاق رو معرفی کنه. یعنی هنوز جواب سلامشو کامل نگرفته بود که شروع به توضیح کرد ، حالا توضیحش اشکال نداره! ولی حتی اولش نگفت که میخواد چی رو معرفی کنه،حتی نگفت مایلید توضیح بدم یا نه؟    هیچی دیگه بقیه شو خودتون حدس بزنید

مورد چهارم: چند ماه پیش یکی از قطعات ماشینم خراب شده بود. رفتم تا از لوازم یدکی یکی دیگه بخرم. اول براش توضیح دادم که قطعه قبلیم چی بوده و چرا خراب شده. صورتش سمت من بود ولی ظاهراً فقط حضور فیزیکی داشت! .بعد از توضیحات من گفت :ببین من یه قطعه با مارک … دارم که خیلی از اون بهتره و شروع به توضیح کرد -یعنی حتی گوش نداده بود که مارک قبلی من هم همون بود که داشتم براش توضیح میدادم که راضی نبودم ازش- دقیقاً همونطور که داشت توضیح میداد از مغازه ش اومدم بیرون…

بعد چند دقیقه که کمی آرومتر شدم دوباره رفتم داخل و براش توضیح دادم که چرا گذاشتم رفتم. اونم عذرخواهی کرد و الا آخر. الانم با هم دوستیم و همیشه پیش اون میرم برای خرید!

 

ایشالا سعی میکنم بقیه تمرین رو در زمان دیگه ای انجام بدم