Menu
نویسنده مطلب : امیر حسین بابایی

مطلب مورد بحث:

افزایش عزت نفس: هفته دوم از برنامه پنج هفته‌ای


با خوندن درسنامه این درس چندین جا برای من ابهام و سوال های مهمی ایجاد شد و به امید اینکه با خوندن کامنت های دوستان متممی این ابهام ها حل بشن شروع کردم به خوندن کامنت ها و متوجه شدم که برای برخی از دوستانم هم این سوال ها پیش اومده ،پس برگشتم و دوباره خلاصه نویسی هام از همه ی درس های عزت نفس رو مرور کردم و حتی خود این درس رو تا سه بار خوندم و کمی فکر کردم و فکر می کنم به چند تا نکته دست پیدا کردم که اینجا با شما درمیون میذارم:

۱) تعریف عزت نفس : همون طور که هممون یادگرفتیم می شه عزت نفس رو اینطوری مدل کرد
عزت نفس= توانمندی * ارزشمندی
همون طور که گفته شد با نبود هرکدوم از این دو عامل عزت نفس نهایی ما صفر خواهد شد. با توجه به درس نامه قبلی فهمیدم که خود ارزشمندی هم تابعی از توانمندی و ارائه اون به محیط هستش و توی این درسنامه هم دونستم که عامل دیگه ای توی ارزشمندی دخیل هستش که ربطی به توانمندی نداره مثل همون birthright که به نوعی همه باید داشته باشنش ولی بدون افراط یا تفریط پس میشه گفت ارزشمندی هم میشه اینطوری مدل کرد:
ارزشمندی = عوامل مرتبط با توانمندی + عوامل غیر مرتبط با توانمندی
به عنوان مثال فکر میکنم بشه گفت که فاکتور پذیرش که طبق گفته متمم توی قسمت ارزشمندی به درستی تقسیم بندی شد می تونه به عنوان عوامل مرتبط با توانمندی قرار بگیره:

برای پذیرش توی گروه باید در دو حوزه توانمند باشیم الف) یک مهارت مختص به خود داشته باشیم که گروه به ان نیاز داشته باشه و بشه گفت اورده ای برای گروه داشته باشیم ب) مهارت ارتباط موثرو حل تعارض رو یادگرفته باشیم .

پس فکر میکنم عواملی مثل  PWR ,LKE با این که مربوط به ارزشمندی هستن ولی توانمندی ریشه میگیرن. من فکر میکنم برای این که توانمندی ها رو میشه تا حد مطلوبی از قسمت توسعه فردی متمم یاد گرفت.

اما برای عوامل غیر مرتبط با توانمندی که توی احساس ارزشمندی دخیل هستن می تونم موارد زیر رو بگم:

حق به ازای تولد birthright : انکه فرد به قبول کنه که حق داره( فرای اینکه چقدر درست و بجاست این حق) اظهار نظر کنه ،حق دریافت احترام ،حق دیده شدن ، حق اشتباه کردن و شکست خوردن و… رو داره و به دور از افراط و تفریط برای اون تلاش کنه.

MOR : اینکه من حق دارم برای خودم اصول اخلاقی و ارزش هایی داشته باشم که حتی میتونه با بقیه فرق داشته باشه و به خودم این حق رو بدم که برای این اصول تلاش کنم و سبک زندگی  مختص به خودم رو داشته باشم.

شکل ظاهری بدن : یعنی من قیافه و ظاهر خودم رو با تمام کم و کاستی هاش  بپذیرم و به خودم حق زندگی شاد و حضور توی اجتماع رو بدم به خودم حق بدم که بتونم خیلی راحت بخندم  و شاد باشم و از فرصت زندگی ام استفاده کنم.

من فکر می کنم این فاکتور های ارزشمندی که به ذات و بدون کسب مهارت باید شکل بگیرن بسیار مهم هستن و باید همه مون در گام اول با این ها شروع کنیم البته این موارد برای اغلب ما توی تربیت مون شکل گرفته ولی برای افرادی که توی این موضوع ضعیف هستن فکر می کنم این موضوع اولویت داره حتی اگه لازم باشه به مشاور و روانشناس   مراجعه کنیم.

البته این تنها نظر منه و می تونه پر از خطا باشه و از شما دوستانم می خوام نظر منو تصحیح کنین