Menu
نویسنده مطلب : علی رسولی*

مطلب مورد بحث:

افسانه سیزیف | بی انگیزگی ناشی از انجام کارهای پوچ


در توسعه محصول به روش اسکرام، کارهای دو هفته آینده را برنامه ریزی می کنیم و بعد از پایان این دوره (که اسپرینت نامیده می شود)، دوباره همان چرخه تکرار می شود.

بتدریج تکرار این دوره ها برای اعضای تیم تبدیل به کار سیزیوفی می شود.

برای فاصله گرفتن از این حالت، پیشنهادات زیر به ذهن من می رسد:

+ یک سری شاخص هایی برای بهبود محصول تعیین کنیم و برای هر کدام یک هدف سه ماهه مشخص کنیم. سپس آن ها را در مقابل دید همه اعضای تیم قرار دهیم. در هر دوره (اسپرینت)، شاخص ها بهبود پیدا می کنند و به سمت هدف تعیین شده حرکت می کنند. این باعث هدف دار شدن کارها و متفاوت شدن هر اسپرینت نسبت به اسپرینت قبلی می شود.

مثال شاخص: تعداد کاربرها، زمان صرف شده، نرخ تبدیل، میزان خرید، میزان رضایت مشتری

 

+ شاخص هایی برای بهبود عملکرد تیم تعیین کنیم. شاخص هایی مثل سرعت تیم (میزان کار انجام شده در طول دوره) که در هر دوره افزایش یا کاهش می یابد.

 

+ در ابتدای اسپرینت، هدف از انجام هر کار و ارزشی که برای کاربران دارد را مشخص کنیم. بعد در پایان هر اسپرینت، کارهای انجام شده و نسخه جدید محصول را برای کاربران دمو کنیم. این باعث معنادار شدن کارهای انجام شده می شود.