Menu
نویسنده مطلب : جواد عزیزان

مطلب مورد بحث:

چهار روش برای آغاز متن یا شروع سخنرانی


مطالعه این درس باعث شد تا به هنگام خواندن کتاب ها و نوشته های دیگران، سعی کنم سبک نگارش نویسنده را بهتر درک نمایم.

☼ به عنوان مثال رابرت گرین در مقدمه کتاب مهارت های استادی موضوع کتاب را با جمله ای از یوهان ولفگانگ گوته آغاز می کند:

“تقدیر هر انسانی در دستان خود اوست … رقم زدن تقدیر شبیه نوعی کار هنری در همه زمینه هاست. هریک از ما به شکلی منحصر به فرد با توانایی هایی که داریم برای انجام دادن این کار آفریده شده ایم و مهارت هایی داریم که به کمک آنها می توانیم مواد خام را به شکل دلخواه درآوریم.”

و در ادامه می گوید: “نوعی از قدرت و هوش وجود دارد که حد اعلای توانایی بشر را به نمایش می گذارد. این هوش که منشا بزرگترین موفقیت ها و اکتشافات در تاریخ بوده، هوشی نیست که در مدرسه به ما آموزش داده باشند …”

به نظرم رابرت گرین سبک صریح و با تاخیر را برای متن خود انتخاب کرده است. چراکه من با خواندن مقدمه کتاب می فهمم که کتاب در رابطه با مهارت هایی است که باید یادبگیریم ولی موضوع را به آهستگی مطرح می نماید.

☼ به عنوان مثالی دیگر، لری کیلی در کتاب ده گونه نوآوری خیلی سریع و صریح به موضوع نوآوری وارد می شود.

“هنگامی که بحث از نوآوری پیش می آید حتی مدیران طرفدار نظم و اصول منطقی برآمده از علم مدیریت نوین در حوزه های بازاریابی، مالی یا لجستیک نیز تحمل هرگونه بی منطقی را دارند. اغلب اوقات نوآوری در حد یکسری جلسات طوفان فکری تنزل داده می شود …”