Menu
نویسنده مطلب : مریم رئیسی

مطلب مورد بحث:

شرطی سازی کلاسیک - هنوز هم باید آن را جدی بگیریم‌


* چند ماه پیش به طور اتفاقی با یه سری مطالبی آشنا شدم در مورد تمرینهای شکرگزاری که بر پایه ی قانون جذب بود.

از اونجایی که منتقد این قانون و این مدل بحث ها هستم ابتدا توجهی نکردم.

اما یک نکته ای توجهم رو جلب کرد و اون هم اینکه خواسته شده بود یک سنگ مشخص رو انتخاب کنیم و بذاریم کنار تختمون و هرشب قبل از خواب اونو بگیریم دستمون و بابت چند تا نعمت و اتفاق خوب اون روز سپاسگزاری کنیم.

اولش به نظرم مسخره اومد, ولی یاد بحث شرطی سازی افتادم و گفتم اینطوری ذهنم رو میتونم شرطی کنم تا هیچ شبی یادم نره که بابت نعمتهای بزرگ زندگیم از خدا تشکر کنم.

و الان ذهنم کاملا شرطی شده. تا سنگ کوچولو رو میبینم به خاطر خیلی چیزها خدارو شکر میکنم, مخصوصا به خاطر وجود آدمهای مهم و باارزش زندگیم, و هیچوقت وجودشون و همصحبتی با اونها برام عادی نمیشه .

* چند روزی هست که صبح ها بعد از بیدار شدن رمان میخونم. خیلی وقته که دوست دارم دوباره, خوندن رمانهای بلند رو تجربه کنم و به نظرم اومد بهترین زمان صبح ها و بعد از بیدار شدنه.

حالا کتاب آنا کارنینا رو گذاشتم کنار تخت, البته برای دومین باره که دارم میخونمش, و وقتی بیدار میشم و میبینمش ذهنم برای خوندن و لذت بردن ازش آماده میشه.

* در مورد خوندن کامنتهای بچه ها هم که متمم از طریق پیام اختصاصی بهمون نشون میده, معمولا نیم ساعت آخر زمانی که دیگه میخوام از متمم خارج بشم رو به این کار اختصاص دادم.

اینطوری ذهنم شرطی شده و حتی اگر یادم رفته باشه با دیدن ساعت یادم میاد که باید کامنت بخونم و میرم سراغ پیام اختصاصی.

 

این مطلب من رو یاد درس قدرت گزینه های پیش فرض که در کارگاه زندگی شاد خوندیم, انداخت.

به نظرم خیلی به هم مربوط هستند و با تغییر خیلی از پیش فرضها در محیط اطرافمون, ذهنمون رو برای فعالیتها و افکار بهتر و مثبت تر میتونیم شرطی کنیم.