- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : مینا رهنما

مطلب مورد بحث:

تعریف مدل ذهنی در ارتباط با فرایند یادگیری


هدف شغلی:

به عنوان صاحب (عمدا از واژه صاحب استفاده کردم) یک مجموعه تولیدی متشکل از واحد های کوچکتر مجزا، هدفم ایجاد محیطی دوستانه و بدون تنش است که کارکنان هر واحد بتوانند به خوبی وظایف خود را انجام دهند. وبدین طریق کارکنان ثابت و مجرب بیشتری داشته باشم.

اقداماتی که انجام می دهم:‌

برای کل مجموعه یک سرپرست با دامنه اختیارات بیشتر تعیین می کنم که به واحدها نظارت داشته باشد و سرپرست های هر واحد به وی جوابگو باشند.

توضیح یادگیری یک حلقه ای در این مثال:

بعد از این اقدام صاحب مجموعه می بیند که تفاوتی در وضعی که موجود بود ایجاد نشده.

اگر صاحب مجموعه فردی باشد که از توانایی یادگیری در حلقه اول برخوردار باشد، به عقیده من از بازخوردی که می گیرد، این طور نتیجه گیری می کند که سرپرست ارشد خوبی انتخاب نکرده و خود سرپرست ارشد به تنش ها دامن می زند. یا سرپرست یکی از واحدها باید عوض شود. یا یکی از نیروها عامل همه تنش هاست. و به این صورت در یک بازی تمام نشدنی برکناری و جابجایی  نیروها وانتخاب سرپرست ارشد جدید  گیر می افتد.

و چگونگی امکان تغییر مدل ذهنی و شکل گیری یادگیری در حلقه دوم:

فکر می کنم اگر صاحب مجموعه کمی از غرور خود کم کند و فکر نکند که همه چیز را می داند، به این فرض خود، که سرپرست ارشد می تواند مشکلات را حل کند شک می کند و به گزینه های دیگری هم فکر می کند و فرضیات دیگری را هم در نظر می گیرد و در نهایت تصمیم دیگری می گیرد.

البته به نظرم درغالب افراد بالاخره این یادگیری اتفاق می افتد، به این صورت که (قطعا با خسارتهای جبران ناپذیری همراه است) بعد از چندین بار تکرار شدن رویداد، کم کم الگویی در ذهنشان شکل می گیرد و در نهایت به این مدل ذهنی می رسند که این راه جواب نمی دهد و طبق مدل ذهنی جدید ایجاد شده تصمیم دیگری می گیرند.

به نظرم می رسد که فرآیند اولی، شکل گیری حلقه دوم یادگیری را به صورت آگاهانه نشان میدهد. که فرد به احتمال زیادتر به نتیجه مورد نظر می رسد. اما در فرآیند دوم شکل گیری  حلقه دوم، ناآگاهانه اتفاق می افتد و گاها ممکن است که خیلی دیر اتفاق بیفتد یا اصلا به عمرمان قد ندهد.

در آخر فکر می کنم اگر فردی به وجود مدل های ذهنی آگاه باشد، واگر قدرت شک کردن به آنها را داشته باشد، باعث ایجاد یادگیری در حلقه دوم و به صورت آگاهانه  و به موقع، در خودش می شود که به تصمیم گیری های  بهتری منجر می شود ونهایتا باعث تغییر وضع موجود خواهد شد.