Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

آیا حاضرید در ماشین تجربه زندگی کنید؟


من هم توی این دو سه روز به تمرین این تجربه ی ذهنی، خیلی فکر کردم و سعی کردم این وضعیت رو توی ذهن خودم شبیه سازی کنم و خودم رو درون همین دستگاهی تصور کنم که به من این امکان رو میده که اون رو به دلخواه خودم برنامه ریزی کنم، (با تمام تجربه هایی که خیلی دلم میخواد توی زندگیم – در دنیای واقعی – تجربه شون کنم و در حال حاضر، بسیار یا کمی کمتر از بسیار، برام دور یا غیر قابل دسترس یا حتی غیر قابل تصور هستند)؛ و اینکه متوجه نمی‌شم که این وضعیت، شبیه‌سازی شده و تا پایان عمرم هم می تونم در اون دستگاه باشم.

من هم افکار و احساس های زیادی در شبیه سازی این تجربه ی ذهنی به سراغم اومد.

از یک طرف،حس کردم زندگی  با این تجربه، چقدر میتونه برام زیباتر و دوست داشتنی تر به نظر برسه. همون زندگی ای که در عالم واقعیت به دنبالش هستم و فکر میکنم یه زندگی رویاییه و مطمئن نیستم بتونم به اون زیبایی و شگفتی ای که دلم میخواد، بهش برسم.

ضمن اینکه به این فکر میکردم که در این تجربه ذهنی، قرار نیست که زندگی سطحی و بی حاصلی رو دنبال کنم. زندگی من فقط بر اساس برنامه ریزی ای جریان داره که دلم میخواد و البته سعی می کنم با دقت تمام انجامش بدم. با همون قدرت تفکر، شوق برای آموختن ها و …

از طرف دیگه، یه حس نه چندان خوب هم میومد سراغم. اینکه احتمالاً بقیه ی آدمها دارن زندگی معمولیشون رو میکنن، جنگ ها و خشونت ها و … و زندگی های معمولی آدمهای دیگه، همچنان به همین منوال، داره در جهان ادامه پیدا میکنه. خلاصه حس دوگانه ای داشتم.

بعد به این هم فکر می کردم که واقعاً همین الان هم ما داریم در مقیاس دیگری این موضوع رو تجربه میکنیم، اما مغز ما به درستی از فهمش ناتوانه.

اصلاً از کجا معلوم که همین چیزهایی که ما در زندگی به ظاهر حقیقیِ فعلی مون، واقعیت می پنداریم؛ خودش توهم ای بیش نباشه (با الهام از گفتار «بودا» که میگه: “دنیا توهمی بیش نیست”) و از کجا معلوم که ما از این زندگی به ظاهر حقیقی که احتمالاً میتونه توهم ای بیش نباشه، به یک زندگی واقعی تر در اون ماشین با هوشیاری و آگاهی بیشتری، نقل مکان نکنیم؟

از طرف دیگه: به نظر من، ذهنِ ما میتونه اونقدر قدرت تخیل و تجسم و تصور داشته باشه که شخصی، حتی همین الان هم بدون اینکه وارد اینچنین دستگاهی شده باشه، بتونه در تخیلات و تصورات و برداشت ها و ادراکات و تجربه های ذهنیِ خودش – کمتر یا بیشتر – زندگی کنه. (که شاید اگر به حد اعلی خودش برسه؛ حتی به شخص، صفت دیوانه اطلاق بشه).

کوتاه سخن اینکه؛ با این توضیحات، من هم از رفتن به داخل اون ماشین -اگر در دسترس همه باشه – با رویِ باز استقبال می کنم.

پی نوشت:

نمیتونم نگم که مخصوصاً چقدر از نکته ی پایانی کامنت محمدرضای عزیز لذت بردم. (در مورد مواجهه با این تجربه ی ذهنی در دو وضعیت محدود، یا فراگیر بودن این ماشین)

(و همچنین از کامنت سامان عزیز و همچنین شعر زیبایی که از خیام نقل کرده بود، بسیار لذت بردم)

و این حرف زیبای محمدرضا که:

 اگر مطمئن باشم که هر انسانی به چنین دستگاهی دسترسی دارد (بسیار ارزان و فراگیر شده) بدون لحظه‌ای تردید، در آن دستگاه قرار می‌گیرم و دنیا را فراموش می‌کنم

هم، من رو یاد این گفتار زیبا و قابل تامل «نیچه» – (با وجود همه ی بیماریها و درد و رنج های زیادی که داشته) –  انداخت (و احساس کردم میتونه به این بحث نزدیک باشه) که هر بار میخونمش عجیب تحت تاثیر قرار می گیرم و بخشی اش رو اینجا مینویسم:

“چه خوش است بی تشویش کنار هم غنودن

چه خوش تر باز هم با همدیگر خندیدن

در زیر آسمانی ابریشمین

در میان سبزه زارها لمیدن

همراه با دوستان شادمانه خندیدن

با همدیگر پیوند دوستی بستن

آیا درست می گویم؟ بگذارید بی تشویش بغنویم

آیا اشتباه می کنم؟ بگذارید با یکدیگر بخندیم

و در خشمگین کردن، کُفری کردن

قاه قاه بخندیم

تا آنکه با هم شایسته اندیشه ای فخیم شویم

دوستان آیا دگر باره ما این کار را می کنیم؟

آمین! و تا دیداری دیگر”

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟