Menu
نویسنده مطلب : مهشید افشایی

مطلب مورد بحث:

دفتر یادداشت برای مدیریت استعدادها


چقدر خوشحالم از اینکه مثل سابق از شنیدن اسم دفترچه و مداد و خودکار تنم نمی لرزه.چون خیلی وقت بود که فقط با کامپیوتر کارکردن به کلی عادت نوشتن رو از من گرفته بود. سالهای خیلی دور می نوشتم. زیاد هم می نوشتم و تمام دفترچه هام رو هنوز هم دارم. لیست کتابهایی که خونده بودم. لیست کتابهایی که تصمیم داشتم بخونم. انشا با موضوع های مشخص و یا آزاد و نوشتن برای تخلیه احساسات و هیجانات. اما دقیقا مثل قورباغه که در ظرف با شعله کم ، خیلی کم قرار گرفته باشه یه دفعه به خودم اومدم و دیدم کاملا پخته ام. البته نه اون پختگی که خوبه و آرزوش رو دارم نه منظورم اینه که نفهمیده بودم چه اتفاق تلخی داره برام رقم می خوره. مهارت نوشتن و شفاف فکر کردن من آرام آرام تبدیل به ذهنیات پراکنده و بی سرو ته شده بود که به جای نوشتن روی کاغذ در ذهنم می نشست و شلوغ و شلوغ ترش می کرد تا اینکه متمم عزیز دوباره کمک کرد بتونم بنویسم.نوشتن خلاصه درس ها در دفترچه، خوندن دوباره کتابها و نوشتن و نوشتن و نوشتن.
من مثل کودکان پراشتیاق برای خودم یک جعبه مدادرنگی (مثل همونی که سالهای خیلی دور داشتم و ازداشتنش لذت می بردم) خودکارهای رنگی و دفترخوشرنگی تهیه کردم وکلی احساس خوب و ناب را دوباره تجربه کرده ام. ضمن اینکه رنگها دوباره به زندگی من بازگشته اند.