Menu
نویسنده مطلب : صدرا علی آبادی

مطلب مورد بحث:

لالایی با شیپور (گزین گویه های احمد شاملو)


اقای امیری عزیز

ممنون که پاسخ دادید.با بخشی از سخن شما موافق و با بخشی دیگه مخالم. نوشتید که :

بنظر من در حوزه ی نظریه پردازی ما نمیتونیم بگیم که از فلان نظریه نفرت دارم.

ما انسانیم و خارج از فضای علمی شدیدا با احساساتمون درگیریم، و احساسات تقریبا بخش بزرگی از هویت ما رو میسازند. متمم فضای علمی داره اما من زیر بخش پاراگراف فارسی با اکانتی که حتا عضو پریمیوم نیست کامنت گذاشتم و حدس میزنم میتونم کمی از احساساتم هم بنویسم.چرا نتونیم از یک نظریه متنفر باشیم؟ میتونید از یک دانشمند جامعه شناس یهودی که کل خانواده ش رو در آشویتس از دست داده، در سر میز شام بخواید که نگو از نازیسم متنفرم. نمیشه با نظریه ها احساسی برخورد کرد؟

من خارج از فضای علمی از جریان چپ متنفرم و نظر و احساس شخصی منه. کاملا هم متوجه میشم این جمله شما رو که نوشتید:

ما و جامعه مون باید به این سطح از فهم مشترک برسیم که به نظرات، اندیشه ها، عقاید و حتی بی اعتقادیهای همدیگر احترام بذاریم. ما از کجا اینقدر مطمئن هستیم که نظر ما و عقیده ی ما درست و با قطعیت بهترین نظره؟!

و این درد رو میفهمم، اما نباید این اصرار به احترام عقاید ما رو تبدیل به ادم اهنی های بی طرف و خنثی کنه. احترام به هر عقیده ای روضه کهنه ای هست به نظرم که نادرستی ش موضوع جدید نیست، اما میفهمم که در همون سطوح ابتدایی هم در جامعه ما درک نشده. محمدرضاهم اینجا در لفافه چیزهایی گفته. در هر صورت بنده نظرم رو در بخش غیر رسمی به ادبیات شخصی خودم گفتم. نصف متن هم به این گذشته که عزیزان نظر شخصی مه میتونه درست نباشه و … . این دقیق شدن در کلمات هم دیگه رو در فضای متمم دوست دارم و باعث میشه که ادم بیشتر دقت کنه چه چیزی مینویسه اما از یک حدی به بعد آزار دهنده میشه. در جوابی که به آقای سعیدی پور میدم میتونید یه نمونه ش رو ببینید. علی ای حال من از فردی با ادبیات خودم انتقاد کردم که شما با خوندن یه مصاحبه ش میتونید  ادبیاتش و فضای فکری ش رو ببینید. گوگل در اختیار شماست. کاش اقای شاملو هم عضو متمم میبودند تا بیشتر در کلماتشون دقت میکردند.

 

پی نوشت» من یک قائده شخصی برای خودم دارم و اونم اینه که اگر زمانی با خوندن یا شنیدن نظری و جهان بینی ای دچار قلیان احساسات منفی شدم احتمالا با تعصب دارم برخورد میکنم و قطعا در دفاع از نظر خودم که مخالف نظر مقابله اطلاعاتم کافی نیست . در مورد دعوای کمونیسم اقتصاد آزاد هم چنین حسی دارم.چون کمتر خوندم و بیشتر مشاهده کردم. قطعا صلاحیت انتشار یک مقاله علمی در این موضوع رو ندارم اما میتونم نظرم و احساسم رو بیان کنم و اونقدر هم باز هستم که اگر طرف مقابل رو منطقی یافتم نظرم رو تغییر بدم. اما حقیقتا فکر میکنم در مورد خیلی از موضوعات نیاز به تحلیل فرایند نداریم( فرصتش رو هم نداریم) نگاه به ورودی و خروجی میتونه خیلی از چیز ها رو برامون روشن کنه. برای من این دعوای چپ و راست هم چیزی از این جنسه.به هرحال نظر منه و ناقص.